هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود . يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : online هم نشده چند روزه . نگرانشم .چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . نپوشين . پسرشون . شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . رو ميبينه . ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند . قالپاق و ضبط بلند ميکنن . بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و ....خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم آخه این چه زندگی شده.
عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش و جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم باز جواب نمیده
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس
مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان .می خوان ازت خاستگاری کنن واسه
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالویی که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختری در مزرعه
شنل: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها می پری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ............ ......... ......... ......... ....
)به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تیک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن . تا اینکه یکی ميره جلو سوارش ميکنه.
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود.
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادرپرين رفت گرفتش .اين دختره پرين هم با
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .جان کوچولو و بقيه بچه ها هم
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!! !!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
| Design By : Night Skin |


