هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف
در حاشیه دیدار کروبی با ساسی مانکن ، “این کروبی که خیلی دل بره، از همه کاندیداها سرتره، از دیوار بی اعتمادی می پره، آخرش انتخابات رو میبره! وعده هاش همه راسته، راه میره آسه آسه، غم جوون ها رو کاسته، دل من اونو خواسته، شماها چی میگید قبوله ؟ این کاندیدا که با ما جوره یه کمکی از ما دوره عباش طلایی و صاف و بوره رأی بهش بدیم قبوله؟ آره آره آره قبوله oh!too bad just god can help me...but i do not deserve his help...i know that & i'm ashamed...... now i am just a bad girl....i do need him....he knows....& i also know that he is going to help me...but i need it so soooon! oh,god!help me...i love u ...i just have u to grant my wish در این سرای بیکسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی زشب گرفتگان چراغ برنمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند نشسته ام در انتظار اين غبار بی سوار دريغ کز شبی چنين، سپيده سر نمی زند گذرگهی ست پر ستم که اندر او به غير غم يکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند چه چشم پاسخ است از اين دريچه های بسته ات برو که هيچکس ندا به گوش کر نمی زند نه سايه دارم و نه بر، بيفکنندم و سزاست اگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند زیبا ساختن ابروان میتواند تغییر شگفت انگیزی در ظاهر شما ایجاد کند. منظور من فقط تغییر سبک ظاهر نیست، بلکه حالت چهره شماست. ابروانی که شکل زیبایی دارند مانند قابی برای چشمان شما هستند، درست مانند موهای آرایش کرده که قاب چهره است و قاب عکس که زیباساز یک نقاشی زیبا میتواند باشد. مداد را در کنار بینی به صورت عمودی نگه میداریم نقطه طلاقی مداد با ابرو، همان محل شروع ابرو شماست. مدادی را در کنار بینی به سمت قسمت خارجی عنبیه چشم (قسمت رنگی چشم) نگه دارید . محل طلاقی مداد با ابرو، محل بلندترین نقطه ابروی شما را مشحص میند. مدادی را طوری نگهدارید که امتداد آن از کنار گوشه خارجی چشمتان بگذرد. محل طلاقی مداد با ابروی شما دقیقا نقطه پایانی ابروی شماست. وقتی به ابروی خودتان نگاه میکنید، باید دو خط مرئی وحود داشته باشد. یکی از نقطه شروع ابرو تا بلندترین نقطه ابرو و دومی از بلندترین نقطه ابرو تا نقطه انتهای ابرو. این خطوط باید ممتد و بدون قطعی باشند و در انتها نازک شود. اگر تا کنون ابرویتان را برنداشته اید، بگذارید اولین بار یک شخص متخصص این کار را برای شما انجام دهد و ابرویتان را شکل بدهد. و همچنین این را به یاد داشته باشید که همیشه در جهت رشد مو ابروانتان را بردارید. این مسئله درد ناشی از کنده شدن مو را کم میکند.. ابروانتان را به سمت بالا برس بکشید و با قیچی ابرو قسمتهای اضافه آن را قیچی کنید. سپس، روی شکل و کمان ابرویتان کار کنید. به یاد داشته باشید که فاصله بین ابروان شما باید به اندازه پهنای چشمتان باشد. و بخش داخلی ابرو باید از بالای سوراخ بینی آغاز شود. برای اینکه این نقطه به راحتی مشخص شود، مدادی را در کنار بینیتان به سمت بالا به صورت عمودی نگه دارید تا نقطه ابتدای ابرو مشخص شود. قسمت ابتدای ابرو، دقیقا بالای گوشه داخلی چشم، باید پر باشد. اگر ابروان شما نازک و یا کم پشت است، آن قسمت را با مداد ابرو با خطوط نازک مومانند پر کنید. ترجیحا، کمان ابرو باید از ابتدای شروع کره چشم آغاز شود. برای مشخص کردن آن از یک گوش پاک کن استفاده کنید، آن را در کنار بینی خود قرار دهید و یر روی پلک بالایی چشم خم کنید. محل طلاقی گوش پاک کن و ابرو بالاترین نقطه کمان ابرو را مشخص میکند. اصولا ابرو باید یک سوم اینچ بعد از گوشه خارجی چشم به صورت کمی سربالا به پایان برسد. برای این کار بهتر است که زیر بالاترین قسمت کمان ابرو را نازکتر کنید تا کمان ابرو بالاتر برود. به این ترتیب ظاهر چشمتان نیز بازتر میشود. برای برداشتن موهای اضافه از موچینهای سر کچ استفاده کنید. ابروانتان را برای پر نشان دادن به سمت بالا و برای نازک نشان دادن به سمت چپ و راست برس بکشید. برای اینکه ابرویتان حالتش را حفظ کند از ژل ابرو استفاده کنید. بهترین موچینها، موچینهای نوک کجی هستند که قسمت انتهایی زبری دارند و گرفتن مو با آنها آسانتر است. برای کشیدن مو نباید زور زد. برای کنترل بهتر این عمل بعضی از موچینها به حالت قیچی هستند. هر دو یا سه سال، وقتی نوک موچین شل شد، باید موچین خود را تعویض کنید. همیشه موچین خود را تمیز نگهداری. به کمک یک گوش پاک کن آغشته به ماده ضد عفونی یا الکل نوک آن را تمیز کنید. همیشه شب هنگام ابرویتان را بردارید تا قبل از شروع آرایش صبحگاهی آثارسرخی از اطراف ابرو محو شود. آرایش های مختلفی برای چشم ارائه می شود اما در این قسمت ما یکی از متداولترین انها را برایتان شرح می دهیم: سایه های مدادی با آن همه رنگ ها متنوعی که دارند یکی از گزینه های مناسب به شمار می روند. تنها اشکالی که می توان از این وسیله گرفت این است که نوک آنها اندکی زمخت بوده و ممکن است پلکها دچار سوزش موقتی و قرمزی کمی شوند. سایه های پودری یکی از بهترین انواع سایه ها به شمار می روند چراکه هم باعث می شوند چشم های شما نافذ تر جلوه کنند و همچنین حالت طبیعی چشم را نیز از بین نمی برند. شما می توانید از سایه های چشم پودری چرب یا خشک استفاده کنید. از چشم های خود به خوبی مراقبت کنید. چند تکنیک را به همراه رنگ های مختلف بر روی چشمان خود امتحان کنید تا مطمئن شوید که کدامیک از آنها بیش از سایرین مناسب شماست و زیبایی مورد نظرتان را برایتان فراهم می آورند ۱- مژه ها را ۳ مرتبه فر کنید. نزدیک به ریشه ها - وسط مژه ها و نزدیک به ریشه(البته توصیه نمی شود.) و هر بار فر مژه را برای ۵ ثانیه نگهدارید. البته خانمهای با موی فر احتیاج به این کار ندارند. آرایشی طبیعی: نکات آرایشی مخصوص دختران جوان نکات آرایشی مخصوص دختران جوان برای داشتن آرایشی طبیعی: ۱/ اگر در سنی هستید که هنوز آثار جوشهای غرور جوانی بر روی پوست شما نمایان است و دوست دارید با کرم پودر و پنکیک آنها را بپوشانید و پوست صورت خود را صاف نشان دهید بهتر است از ضد آفتاب های مخصوص پوستتان (چرب،خشک،مختلط)که دارای کرم پودر هم هستند استفاده کنید،چرا که شاید الان شما با زدن هر کرم پودر یا پنکیکی پوستی صاف برای آرایش داشته باشید اما به مرور زمان و تنها در سه ،چهار سال آینده پوست شما این زیبایی راازدست خواهد داد وبرای شل شدن وپیری زود رس آماده خواهد شدو لکه ها، خیلی زود تر از وقت خود بر روی پوست شما نمایان خواهند شد،پس توصیه می شودحتی المکان از کرم پودرو پنکیک ها دوری کنید وتنها کرم آرایشی خود را یک ضد آفتاب خوب انتخاب کنید ۲ . در صورت علاقه ی زیاد به زدن کرم پودر و پنکیک می توانید در مجالس خاص بر روی ضد آفتابتان کمی از آنها بزنید و حتما بعد از تمام شدن مهمانی با شیر پاک کن آنها را از روی پوست پاک کنید و هیچگاه شب با آرایش نخوابید ۳/ در مورد چشمها بهتر است در این سنین تنها از ریمل آن هم بدون خورده مژه وبا کشیدن چند بار آرام تنها بر روی مژه های بالا به طور کاملا طبیعی چشمانتان را جذاب تر کنید. ۴/ در صورت تمایل به خط چشم نیز بهتر است از یک خط بسیار نازک در پشت چشم که آن هم از چشم بیرون نزده باشد به چشمانتان به طور طبیعی فرم دهید. ۵/سعی کنید بعداز حمام به مژه ها فر مژه بزنید تا از شکستگی مژه ها جلوگیری شود واز بغل مژه ها زاویه دار به نظر نیایدوبعد چند بار ریمل را به آرامی به طور افقی وکمی هم به سمت بالا بزنید،در صورت چسبندگی مژه ها هم بهتر است از یک برس ریمل جداگانه که مخصوص شانه کردن مژه هاست و یا از سنجاق ته گرد استفاده کرده وتا کاملا خشک نشده اند آنها را از هم جدا کنید تا شکل طبیعی تری داشته باشد ۱/ یک مراقبت مناسب و صحیح برای دستهایتان داشته باشید. یکی از مهمترین عوامل زیبایی داشتن دستهای نرم و مخملین میباشد. سعی کنید هر روز یک یا دو بار کرم مرطوب کننده دست بکار ببرید. یک محصولی را بیابید که بیشترین مواد تشکلیل دهنده طبیعی را دارا باشد مانند انواع روغنهایی چون روغن بادام، روغن کرچک، عصاره عسل و بابونه و همچنین وازلین. هر روز ۵ الی ۱۰ دقیقه دستانتان را با یک روغن و یا به کمک یک کرم روغنی ماساژ دهید. این کار باعث میشود که چرخش خون در دستانتان بهتر شود و در نهایت سلولهای جدید و سالم روی پوستتان نمایان شود. فراموش نکنید که توسط یک کرمهای از بین برنده سلولهای مرده هفته ای یکبار دستتان را ماساژ دهید تا سلولهای مرده به صورت پوسته پوسته در آیند و بریزند. زیرا پاک نکردن دستها از این سلولها باعث خشک و خشم شدن دستها بخصوص در ناحیه دور ناخنها میشود و زیبایی دستان را از بین میبرد. ۲/ پوستتان را به طور صحیح تغذیه کنید. ما صدها با گفته ایم و دوباره هم میگوییم: غذاهای سالم بخورید که شامل ویتامینها و کانیها و آنتی اکسیدانها باشند این مواد برای داشتن یک پوست جوان و سالم بسیار ضروری و با اهمیت میباشند. همان طور که بدن برای سوخت وساز به مواد غذایی نیاز دارد پوست نیز برای شادابی و زیبایی خود به یک تغذیه مناسب نیازمند است. ویتامینها بخصوص C، D، E ،A و کانیها و آنتی اکسیدانها از مواد غذایی ضروری برای بدن و پوست میباشد که باید در رژیم غذایی روزانه شما باشد. بنابراین مطمئن شوید که در غذای روزانه شما میوه و سبزیجات تازه مانند پرتقال و موز و انواع توتها و گیلاسها و آووکادوو و … موجود باشد، همچنین وجود گوشت و مرغ و ماهی نیز از ضروریات برای داشتن بدن سالم و پوست شاداب میباشد. از خودرن غذاهای چرب، شکر، شکلات به خصوص در ماههای سرد سال اجتناب کنید. فارموش نکنید که به حد کافی روزانه آب بنوشید حد اقل ۵/۱ لیتر آب معدنی برای بدن و پوست شما برای آبدار بودن لازم است. مراقبتی صحیح و روزانه در طول سال برای موهایتان ضروری میباشد تا موهایی سالم و درخشان داشته باشید. آیا شما میدانید مهمترین عواملی که به موها صدمه میزند چیست؟ نکاتی برای داشتن ابروهای زیبا زیبا ساختن ابروان میتواند تغییر شگفت انگیزی در ظاهر شما ایجاد کند. منظور من فقط تغییر سبک ظاهر نیست، بلکه حالت چهره شماست. ابروانی که شکل زیبایی دارند مانند قابی برای چشمان شما هستند، درست مانند موهای آرایش کرده که قاب چهره است و قاب عکس که زیباساز یک نقاشی زیبا میتواند باشد. Story of
my life هی!چه خبر چه کارا می کنین؟؟؟ خوش می گذره؟ ما که داریم با دیو امتحان نهایی می جنگیم ....واسه انتخابات هم فکر نمی کنم وقت تحقیق داشته باشم و رای بدم.شما چه طور؟؟؟! سایت میر محسن کروبی نژاد!!!!! افغانیه رو می خواسن اعدام کنن.ازش می پرسن آخرین حرفت چیه؟؟؟؟ . می گه:کارگر نمی خواین؟ از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد. 1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی) 2- مردی كه به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) 3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی ) 4- زنی سعادتمند است كه مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی ) 5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی ) 6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی ) 7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی ) 8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی ) 9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی) 10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) 11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی ) 12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی ) 13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی ) 14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی ) 15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی) 16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی ) 17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی ) 19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) 20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط ) 21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز ) 22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند ) 23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون ) 24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی) 25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك ) 26- با زنی ازدواج كنید كه اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون) 27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت) 28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس ) 29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( كریستین ) 30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز ) 31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین ) 32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك ) 33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد) 34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی ) 35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن ) 36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس) 37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك ) 38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر) 39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر) 40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس) 41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور ) 42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط) 43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی ) 44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر) 45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی) 46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر) 47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون ) 48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد) 49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو) 50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی ، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی ) 51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی) 52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی ) 53 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر ) 54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی ) 55 – ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكریت ) 56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند . (ضرب المثل آلمانی ) 57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین ) 58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر ) 60 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر ) نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدن تو واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو نه دلم تنگ نشده واسه بوسیدن تو برای وسوسه ی چشمای روشن تو چرا دلتنگ تو باشم... چرا عکس تو ببوسم چرا تو خلوت شبهام... چشم براه تو بدوزم چرا یاد تو بمونم... تویی که نموندی پیشم میدونم تا آخر عمر... نه دیگه عاشق نمیشم نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدن تو واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو ...... یه روز ابری و سرد رفتی تو از زندگیم به تو گفتم بعد از این واسه هم غریبه ایم از حقیقت تا دروغ فاصله خیلی کمه نه دلم تنگ نشده تنها دروغمه ...... نه دلتنگ نمیشم نه دلتنگ نمیشم نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدن تو واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو انوشيروان را معلمى بود. روزى معلم او را بدون تقصير بيازرد. انوشيروان كينه او را به دل گرفت تا به پادشاهى رسيد. روزى او را طلبيد و با تندى از او پرسيد كه چرا به من بى سبب ظلم نمودى ؟ معلم گفت : چون اميد آن داشتم كه بعد از پدر به پادشاهى برسى . خواستم كه تو را طعم ظلم بچشانم تا در ايام سلطنت به كسى ظلم ننمائى غير از خدای مهربون هيچ کس نبود . يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : online هم نشده چند روزه . نگرانشم .چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . نپوشين . پسرشون . شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . رو ميبينه . ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند . قالپاق و ضبط بلند ميکنن . بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و ....خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم آخه این چه زندگی شده. مادر م : مهر و محبت آ: ادب د: درد کشیده ر:رنجیده
ابرها همه از محبت می گویند و میگریند اما تو خود محبتی گریه تو دست نوازش تو دعای ناب تو قلب بی تاب توست روزت مبارک مادر حذفيات «مرد هزار چهره» سياسي نبود خبرگزاري فارس: مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازيهاي سياسي نشده است، گفت: بخشهايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد. عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخشهايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخشهايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد. پیغامگیر حافظ : رفته ام بیرون من از کاشانه خود،غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه خود،غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام آن زمان که بازگردد خانه خود،غم مخور! پیغامگیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک گر فرصتی دادی به دستم پیغامگیر خیام: این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون تو ام که کرده ای از ما یاد رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد پیغامگیر فردوسی: نمی باشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم به جای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا برآید بلند آفتاب پیغامگیر مولانا: بهر سماع از خانه ام،رفتم برون رقصان شدم، شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود ، فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم پیغامگیر باباطاهر عریان: تلیفون کرده ای جانم فدایت! الهی مو به قربون صدایت! چو از صحرا بیایم، نازنینم، فرستم پاسخی از دل برایت! آيا ميدانستيد که طولاني ترين دوران پادشاهي بر اساس مدارك تاريخي متعلق به پادشاه مصر ميباشد كه تقريبا" دو هزار و سيصد سال پيش از ميلاد در زماني كه نوزادي بيش نبود تاج گذاري كرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجاميد. - ايا ميدانستيد كه اگر يك انسان سوراخي به مركز زمين و از انطرف تا طرف ديگر زمين بكند و انگاه يك تكه سنگ درون ان سوراخ بياندازد , سرعت سنگ با رسيدن به مركز زمين زياد ميشود و با گذشتن از مركز زمين سرعتش كم ميشود تا سطح زمين و اين تا ابد بين دو سر سوراخ اتفاق خواهد افتاد ﴿البته كه اين يك نظريه است و نميتواند واقعيت داشته باشد﴾ تئوري جديدي كه دانشمندان استراليايي مطرح كردهاند و سرعت نور را ثابت نميدانند مهمترين تئوري فيزيك نوين يعني نسبيت انيشتين را از اريكه قدرت به پايين ميكشد. منبع :www.irancivilcenter.com غروب آفتاب در مريخ! منبع تصاوير ناسا يك جمله زيبا: شخصي ميگفت من شانزده سال دارم... بزرگي به او خرده گرفت که نبايد بگويي شانزده سال دارم، بايد بگويي آن شانزده سال را ديگر ندارم...!!!واقعاً نكته مهمي بود نرو .. . . . نرو . . . . تو هم مثل من نميتوني دوام بياري نرو . . . . نه نرو... . . . . به قزوين خوش آمديد ١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول ميکشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئديها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند و خيلى به آرامى کارى را پيش ميبرند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى ميانجامد. به عبارت ديگر: 1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع وسعت دارد. چرا دنيا پُره از حادثه هاي وارونه عاشق کسي ميشي که عاشقي نميدونه من به دنبال تو و تو دنبال کَس ديگه هيچکدوم از ما دوتا به اون يکي راست نميگه من واسه چشماي نازنين تو يک ديوونم من دوست دارم ولي علّتشو نميدونم حالا که ميخواي بري بذار نگاهت بکنم چون يه بار ديگه ميخوام اين دل و ساکت بکنم چقدر زود؟آخه چرا بايد تو 65 سالگي وقتي مامانش هنوز زندست ، بميره؟نمي دوني چه دردي داره صبح عاشورا با صداي تلفن پا شي بهت بگن بابا بزرگت مريضه حالش بده با نگراني و ترس و لرز با مامان بابا پاشي بري اونجا بفهمي فوت كرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!نمي دوني؟!! اون بيچاره صبح موقع اذان صبح فوت كرد.بميرم واسه ريه هاي مريض بابا بزرگم! آخرش گاز بابا بزرگمو كشت!! اون بيچاره ناراحتي قلبي داشت سرما خورده بود حالش بد بود !! اون نبايد سرما مي خورد سرما كه خورد حالش خيلي بد شد 20 روز تو سرما تو خونه موند و خونه ي هيچ كدوم از بچه هاش نرفت! عزيزم حدود يه ماه واسه بيماري معدش رفته بود تهران ، بابا بزرگم مي گفت:فرشته نيا اين جا سرده! ولي 2-3 روز آخر به عزيزم مي گفت بيا ديگه حالا! بيا! بعد برو عزيزم كه اومد عزيزمو ديد 2روز بعد(يعني امروز صبح )فوت كرد. سعادت روز عاشورا مردن ، نصيب هر كسي نمي شه اما من بدبخت چي ؟بدون بابابزرگم چيكار كنم ؟واي خدا جون من تا ديشب پيشش بودم ساعت 9ديشب هم زنگ زدم بهش گفتم نرفتين بيرون ؟حالش خوب بود چرا يهو اين طور شد؟باور نمي كنم! حالا چه طوري تحمل كنم وقتي برم خونشون و اون نباشه اونجا ؟؟؟؟ اين آخرا يه مدت رفته بودم خونشون پيششون موندم (حدود 2هفته) كه اونجا درس بخونم هر نيم ساعت ميومد واسم شيريني مياورد هي ميگفت چيزي لازم نداري؟بميــــــــــــــــــــــــــــــرم واسش! واي امروز از بدترين روزاي عمرم بود انگار از همه متنفر بودم خونشون از آدم پر بود همه واسه تسليت اومده بودن .از همشون بدم ميومد كه دارن واسه بابابزرگ من گريه مي كنن؟فكر مي كردم اونا كشتنش! با اينكه اشكاي خودم هم بند نميومد،با خودم مي گفتم چه طور مرده كسي كه بزرك خاندان تفاخري بود من خودم ديشب باهاش حرف زدن اينا دارن دروغ مي گن نمي خواسم باور كنم نمي تونسم باور كنم!چه طور باور كنم ؟آخه شما نمي دونين اون كي بود؟؟؟اون عليرضا تفاخري بود !چه طور بايد باور مي كردم بابام بي بابا شده؟بابابزرگ مهربونم ديگه مرده واي امروز كه آوردنش تو خونه قيافشو ديدم دلم ميخواس بپرم تو بغلش بغلش كنم ببوسمش بگم از پيشم نرو منو تنهام نذار.ولي خيلي شلوغ بود به زور تونستم قيافشو ببينم از يه ربع نه صبح تا همين حالا بيرون بودم خونه عزيزم اينا بعد رفتيم دفنش كرديم يه صف طولاني .واسش علم هم آورده بوديم .عزاش شد مثه عزاي امام حسين! امروز همه جا تعطيل بود همه ي اعلاميه ها با 6-7 تا از عكس هاش رو من اسكن كردم خودم اعلاميه فوتشو تايپ و پرينت كردم .هنوزم باورم نمي شه بابابزرگ تنهامون گذاشت.. خدايا امتحان هندسه رو چيكار كنم بعدش ادبيات و فيزيك و آمار!!! واي همشم پشت سر هم خدايا من خيلي بدبختم !چيكــــــــــــــــــــــــــــار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ i've been a martyr for love I have felt you deceit به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است ليز خوردن يه بهونه ست تا دستايي رو كه دوست داري محكمتر بگيري . . . . . . روزاي برفي خوبي داشته باشيد آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون داره برف ميـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد من حدود 1 ساعت روي پشت بوممون بودم جاتون خالي خيلي خوش گذشت ولي يخ كردم !! سرما كه داشتم ديگه فكر كنم فردا بميرم از سرما!!! امتحان هندسه فردا هم پر!!!!!!!!!!!!!!!! روي پشت بوم خيلي از ساختمونا آدما جمع شده بودن و به هم گلوله برف پرت مي كردن!!!! اي كاش من يكي يه دونه نبودم و يه اسگل بود كه باهام بازي كنه!!!! البته بابام اووومد يه خرده باهام بازي كرد اما زود رفت !!!!!من تنهايي بازي مي كردم و به اووووون آدما كه با هم بازي مي كردن با حسرت نگاه مي كردم!
حلزون های ماده بزرگ تر از حلزون های نر هستند زیرا برای تخم ریزی احتیاج به جای زیاد دارند. جونم واستون بگه كه حضرت سقراط در زمان جواني يك غلطي كرد و اون موقع كه دانشجوي رشته فلسفه دانشگاه آپولون بود عاشق ”گزانتيپ“ يكي از دختران همكلاسيش گرديد و هنوز چند ماهي از اين آشنايي ميمون نگذشته بود كه ازدواج مابين سقراط و گزانتيپ به خوشي و ميمنت صورت گرفت اما چشتون روز بد نبينه از شانس ترشيده سقراط، گزانتيپ يكي از اون زنهاي ناتوي هزار چهره بد خلق و نامهربان از آب در آمده و چنان بلايي بر سر سقراط حكيم در آورد كه مرغان آسمان آتن هفت شب و هفت روز به خاطر سياه بختي سقراط جوان اشك ريخته و حلوا پخش مي كردند! دیروز با یه دسته گل اومده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتم و از من دریغ می کرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاش کردم ، وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود هیچ ثروتی نیرومند تر از عقل آدمی نیست. #آدمی تنها مخلوقی است که نمی خواهدهمان باشد که هست. #انسانی که جرات کارهای شایسته و بزرگ داردانسان است. #آنچه اسانیتت می خواهد انجام ده و از هیچ کسی جزخودت متوقع آفرین مباش. #انسان درعین ناچیزی خودرابرترازهمه میداند. #انسان بی قانون و بی عدالت خظرناک ترین است. #ماازحشرات کوچکیم:آنان برای کشتن ما، فقط نیش میزنند ومابرای کشتن آنها، انان راله می کنیم. #انسان تنها موجودی است که به همه چیزدر طول زمان عادت می کند. #انسان به هر شخصیتی که احترام گذارد همان گونه شخصیتی است. #تاسف انسان برای گذشته مانند رفتن دنبال باد است. #جهان بزرگتراز انسان است ولی انسان با اراده می تواندآنرا کوچکتر از خویش کند. #خون همه انسانها یکرنگ ولی انسانیت واراده آنان متفاوت است. #یگانه خوشبختی انسانها صحبت و دوستی با دیگران است. @ زیباترین هلو ممکن است کرم داشته باشد. @در جوانی همه چیز را زیبا می بینیم. @زیبائی سکه طبیعت است که نباید احتکار شود. @دلداده زیبائی مباش که دلدادگی دل زیباست. @چشمان زیبای اشکبارازلبخند زیباتراست. @ زیبائی بدون عفت چون گل خوشرنگی بدون بوست. @زیبائی ظلم کم دوام برای صاحبش و ثروتی برای دیگران است. @زیبائی مهمان عزیزی است که هر جا پذیرائی می شود. @زیبائی و خوبی دشمن همند طالب هردونباشید. @زیبائی اگرچه خوبست ولی هزار مسئله دارد. ًًًً@زمانیکه نتوانیم از زیبائیها استفاده کنیم در واقع مرده ایم. @زیبائی دامی است که طبیعت در راه عقل می گستراند. @گلها را تقسیم می کردند گل قرمزنصیب خار شد. ً@زیبائی در قفل بسته است تا زمانیکه باز نشود. @زیبائی در چشم بیننده است(تو لیلی را ببین از چشم مجنون). محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.محبت.!!!! @انسان بنده محبت و احسان است. @با نمایاندن دلسوزی و علاقه مندی به دیگران خود را از یاد ببرید. @با محبت می توان دنیا را تسخیر کرد. @محبت کن وپاکدل باش تا دلها را پروانه خود سازی. @در هیچ جا وهیچ موقع دشمن نمی تواند به محبت غلبه نماید. @یگانه مایه نیکبختی ما محبت به دیگران است. @در مکانیکه محبت فرمانروااست دشمنی وکینه محکوم بزوال است. @دل آدمی رمنده ای است که با محبت کاملا رام می شود. @تمام اندیشه ها و تعقل مرد به یک محبت زن نمی ارزد. @محبت ودوستی کلید هر دلی است که خواهان فتح آنیم. @خوشبختی مال کسانی است که دلی مالامال ازمحبت دارند. ً@شمشیری علیه محبت و مهربانی وجود ندارد. @گاهی لقمه نانی با ضیافتی تجملی برابری می کند. @محبت همیشه از احترام ناشی میشود. @محبت رشته ای است که مردم جامعه را بهم پیوند می دهد. @محبت زبان مردم عزیز کر و لال است. @مهربانی عسلی است که نیش کینه ودشمنی را کند می کند. @محبت را از ماهی بیاموز که در جدائی از آبش بمیرد. @مهربانی به دیگران مهربانی بخود ماست. @محبت برترین وکم خرجترین کادوهاست. @یک کلمه محبت تمام زمستان انسان را گرم می کند. @یگانه سلاح متضمن صلح در دنیا محبت است. @محبتی که به کینه تبدیل شود بزرگترین بلای آسمانی است. @محبت مانند بذر گندم است اگر بکاری یکی هزار می شود. @تنها نیازی که همه مردم محتاج آنند محبت است. تنهائی مثبت مولدهنرهای کنونی است . تنهائی قابل اعتمادترین رفیق است. دنیای بی دوست وحشت سرائی بیش نیست. از دست دادن دوستان غربتی بیش نشست. بعد از گرسنگی تنهائی سخت ترین است. تنهائی بهتر از رفیق نادان و خودخواه است. همدرد درد را برای ما سبک می کند. اگر مردم میدانستند دوستشان در مورد آنان چه می گویند دیگر دوستی وجود نداشت. جدائی مرگ و ملاقات یک رستاخیز است. ازدواجی که به خاطر پول باشد برای پول هم از بین خواهد رفت . ازدواج زودش اشتباه بزرگ ودیرش اشتباه بزرگتری است . برای شوهر دانش و برای زن نجابت لازم است. با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد. تنها علاج عشق ازدواج است. با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . دختر عاقل جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد . آن ماه مه حسن که دوش از بر مارفت افغان من از هجر رخش تا به سما رفت در مکتب عشقش چو به تعلیم نشستم آوازه درسم ز کجاتا به کجا رفت هر شب چو نی از هجر رخش ناله بمن بود گریان و فغانم به سماوات علا رفت در نیم شبی پنجره ام باز نکردی کین غمزده یارم زغمم تا به کجا رفت یک حرف زعشقت چو به شب باز بگفتم رنگش زبرش رفت پی صبح صفا رفت جانا به خدا هجر تو ام زار نمودست بنگر دلک من که زعشقت به فنا رفت از درد و غم هجر تو "هجران" تهی دست دل را ز جهان کنده و در کوه شما رفت نماز خواص طبی نماز برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند. ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است. کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است. مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است. سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند. سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود. حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است. روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد. به نام خدا خيلي وقته وبلاگو آپ نكردم .آخه هم سرم شلوغ بود( آخه 14هم و 15هم شهريور عروسي عموم بود.) راستي يه خبر ديگه واقعا" مي خوام از مهر نماز بخونم البته نه به خاطر كسي يا چيزي فقط واسه خودم و خدا! من از بچگي يه جورايي تنها بودم(شايد اين تنهايي يه جورايي بيشتر منو به خدا نزديك كرد.) چون خواهر و برادر نداشتم بيشتر با عروسك اسباب بازيام مخصوصا" خونه سازيم سرگرم مي شدم و البته كتاب كه از بچگي عاشقش بودم قبل از دبستان و سالاي اول دبستان به مامان بيچارم گير مي دادم كه واسم ساعت ها بشينه كتاب بخونه البته خودش اين طوري عادتم داده بود. بچه كه بودم كلــــــــــــــــــــي كتاب داستان داشتم ! از بحث دور شدم !داشتم مي گفتم:من خيلي با اين اسباب بازياي خونه سازي بازي مي كردم . توش آدم مي ذاشتم فكر مي كردم من خداشونم من آفريده بودمشون فكر مي كردم اونام از وجود خالقشون كه من باشم خبر ندارن . تو دلم بهشون مي خنديدم . خدام همين طوريه ديگه تو رمان فلسفيه راز فال ورق خوندم كه " خداوند در عرش اعلا نشسته و به مردي كه به او توجه ندارد مي خندد ." جالبه ! نه ؟ به نظر من نمي شه گفت كه نماز از فلان سال بر آدما واجب مي شه .به نظر من هر آدمي يه وقتي احساس نياز مي كنه همون وقته كه بايد نماز بخونه! امشب رفته بودم روي پشت بوم داشتم به آسمون نگاه مي كردم من احساس مي كنم اونجا خدا بهم نزديك تره امشب آسمون صاف بود كلــــــــــــي ستاره تو آسمون بود .اون قدر كه نمي شد شمردشون! همه جا ستاره بود ! گردنم درد گرفته بود اون قدر زل زده بودم به آسمون! من عاشق اينم كه برم و ستاره ها رو نگاه كنم .داشتم فكر مي كردم دنيا چــــــــــــــــــه قدر بزرگه! من يه جاي كوچيك از اين دنيام ! حضرت علي ميگه خدا 40 تا جهان مثه جهان ما آفريده و اداره مي كنه و هيچ يك از موجودات توي اونا از هم خبر ندارن! جالبه نه؟ خوب بي خيال ! من الان دارم آهنگ مي خواستمت رو گوش مي دم آهنگ غمگينيه اما باحاله! واستون مينويسمش: مي خواستمت تو رو - تنهام گذاشتي- براي اشكام وقتي نذاشتي- دلتو فروختــــــي به يه كس ديگه – ولي نگاهت ايـــــــــنو نمي گه- مي خواستمت مي خواستمت مي خواستمت ولي تو نموندي ولي نموندي- عشقم بودي عشقم بودي عشقم بودي ولي تو نموندي دلمو سوزوندي-بايد بميرم اين روزو نبينم –همون بهتر كه بي تو بميرم – چشماي نازت صداي سازت – چه قده خوبه صداي آوازت-مريمه نازم –توي خيابون يا توي ايوون – هر جا ميشينم تو رو مي بينم- ميگم كه ايكاش پيشت مي موندم – دستم تو دستت واست مي خوندم - مي خواستمت مي خواستمت مي خواستمت ولي تو نموندي ولي نموندي- عشقم بودي عشقم بودي عشقم بودي ولي تو نموندي دلمو سوزوندي دستمو خوندي پيشم نموندي - بدون دلم رو بد جور سوزوندي- ميخوام بخوابم تا لحظه ي ديدار - تا با صداي نازت بشم بيدار – با بي كسي هات من بودم كه ساختم – دل بهت سپردم سر به زير انداختم – اين قمار عشقــــــــــــــــــو من نشناختم – ساده بودمو زندگيمو باختم- مي خواستمت مي خواستمت مي خواستمت ولي تو نموندي ولي نموندي- عشقم بودي عشقم بودي عشقم بودي ولي تو نموندي دلمو سوزوندي- مي خواستمت مي خواستمت مي خواستمت ولي تو نموندي ولي نموندي ... چطور بـــــــــود؟؟؟؟؟؟ ولادت یگانه منجی عالم بشریت را تبریک می گویم و ظهورش را از خداوند خواستارم این آزمایش ها، که جزئیات آن در نشریه "ساینس" چاپ شده، توضیحی علمی برای پدیده ای که از هر 10 نفر یک نفر تجربه می کند ارائه می کند دو تیم از دانشمندان با استفاده از عینک های واقعیت مجازی، مغز را دچار این توهم کردند که تن در جای دیگری قرار دارد این توهم تصویری، توام با این احساس که بدن واقعی آنها لمس می شود، داوطلبان را دچار این تصور کرد که از جسم فیزیکی خود فاصله گرفته اند محققان می گویند یافته های آنها می تواند دارای کاربردهای عملی باشد، از جمله کمک به ارتقاء بازی های ویدیوئی به یک سطح بالاتر مجازی، به طوری که بازیگر احساس کند عملا در محیط بازی قرار گرفته است برای برخی، تجربه جدایی از تن به صورت خودجوش روی می دهد، درحالی که برای دیگران به شرایط فوق العاده خطرناک، مثلا قرار گرفتن در آستانه مرگ، یا در یک وضعیت خواب آلوده یا استفاده از الکل و مواد مخدر روی می دهد یک نظریه می گوید که این مربوط می شود به چگونگی برداشت هر فرد از بدن خود - کسانی که غمزده یا کمتر با بدن خود در تماس هستند بیشتر دچار حالت جدایی از تن می شوند اما دو تیم دانشمندان از "دانشگاه کالج لندن" در بریتانیا و موسسه فدرال فناوری در لوزان سوئیس معتقدند که یک توضیح نورولوژیکی برای این پدیده وجود دارد مطالعه آنها حاکی از این است که قطع ارتباطی میان مدارهای مغزی که مسئول پردازش اطلاعات بصری و لمسی هستند، ممکن است عامل احساس جدایی از تن باشد در آزمایشی که در سوئیس انجام شد، محققان از داوطلبان خواستند درحالی که عینک های نمایش دهنده تصاویر ویدئویی به چشم زده بودند، مقابل یک دوربین بایستند از طریق این عینک های ویژه، داوطلبان می توانستند تصویر ویدئویی از پشت خود را ببینند - یک "جسم خود مجازی" سه بعدی که انگار روبروی آنها ایستاده بود وقتی محققان پشت داوطلبان را با یک قلم لمس کردند، داوطلب می توانست پشت مجازی خود را در حالی که لمس می شد چه همزمان یا با تاخیر ببیند داوطلبان گفتند که این تجربه طوری بوده که انگار این حس در اثر تماس قلم با پشت مجازی آنها ایجاد شده و نه تماس با پشت واقعی آنها، که آنها را دچار این احساس کرد که جسم مجازی متعلق به آنهاست، نه اینکه تنها یک تصویر (هولوگرام) باشد کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داريد *عزيزم اينجايی که تو وايسادی 0.5 متر با مانيتور فاصله داره برو عقبتر!! *بومب!! چرا خوردی به ديوار!! اونجايی که رفتی 6متر فاصله داره با مانيتور! بيا جلو!! به نام خدا مي خوام راجع به فيلم ذهن زيبا بنويسم : مطمئنم خيلياتون اين فيلمو ديدين و بعد از تموم شدن فيلم ديگه بهش فكرم نكردين .راستش من يه جورايي مجذوب اين فيلم شدم واسم خيلي جالب بود كه بدونم ايده ساخت اين فيلم چه طوري به ذهن نويسندش خطور كرده . داستان جالب و غم انگيزيه خيلي دوس دارم نظر شما ها رو هم راجع به فيلم بدونم: ذهنی زیبا نام فیلم و کتابی است که دربارهٔ زندگی جان نَش ریاضیدان برندهٔ جایزهٔ نوبل و مسائلی که بدلیل بیماری اسکیزوفرنی با آنها مواجه میشود، نوشته و ساخته شده است. کتاب توسط «سیلویا ناسار» نوشته شده و در سال ۱۹۹۹ منتشر شده است. فیلم که بر مبنای کتاب ساخته شده و به همان نام است، در سال ۲۰۰۱ نمایش داده شد. صحنه هایی از فیلم تفاوتهایی با زندگی واقعی جان نَش دارند. برای مثال صحنه مربوط به پیداکردن الگوهای مختلف در ستارگان، صحنه ای که پسر جان نَش در حال غرق شدن در وان حمام است و موارد مربوط به ابزار تولید کننده رمز عبور که در دست جان نَش قرار گرفته است،کاملا خیالی میباشند. فیلم بیانگر فداکاری بسیار آلیشیا، همسر جان نَش، در رابطه با وی است و این در حالی است که این زوج در سال ۱۹۶۳از یکدیگر جدا شده و پس از سالها، مجدداً در سال ۱۹۷۰ آلیشیا به جان نَش اجازه داده است تا در خانه وی زندگی کند که این رابطه مطلقا یک رابطه احساسی نبوده است. به نام خداي همه ي عاشقاي دنيا .به نام خداي من خداي تو .و خلاصه همون خدايي كه عشق رو آفريد: 31 مرداد تولد goofy جونه تولـــــــــــــــــــــــــــــــدت مبــــــــاركـــــــــــــــــ : H A P P Y B I R T H D A Y GOOFY اينم كيك تولدشه نوش جون همتون .بفرمايين تعارف نكنين خيلي خوشمزس .نخورين از دستتون رفته ! اینام چن تا جکن واسه شادی بعد از صرف کیک میل نمایید: يه روز از يه نفر ميپورسن ميدوني 15 تا دختر توي استخر چي ميشه جواب ميشه رانيه هلو امیدوارم که امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو ببینی ولی سعی کن بهش عادت نکنی آخه من هر شب نمی تونم تو خوابت بیام دنيا هـم بـه آدمـهاي خـوش بين نيـاز دارد هـم به آدمهاي بـد بين.. .چون افـراد خــوش بـيـن هواپيما ميسازند،افراد بدبين چتر نجات... پشتت رو نگاه كن . . . . . . . . . . . . . . . . . . خوب نگاه كردي؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . دم نداري؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . پس درسته، خودتي، چون خر ما از كرهگي دم نداشت بسمه تعالي، غرض مزاحمت بود، كه بحمدالله حاصل شد آرزوی جوجه تیغی: بغلش کنن. یه روز یه مرده میره معدن بقیه اش باشه بعدا" اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده شنیدم انگلیسیت خوبه می تونی اینو ترجمه کنی؟ shall ware to be can چی شد؟ نمی تونی؟ اشکالی نداره به فارسی بخونش! عسلم گلم نازم عمرم جونم قشنگم نفسم عشقم قربونت بشم دورت بگردم . اينا رو تمرين ميکني منو ديدي بهم بگي میخوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره! الهي کارت سوخت ماشينم بشي تا هميشه و همه ساعت دنبالت باشم یه روز یه هزار پا از درخت میافته میگه اخ پام پام پام پام... مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده پشت يك كاميون نوشته بود اي كه از كوچه معشوقه ما مي گذري آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد اي کاش حلال ياد تو ، مرا از ناخالصيهاي وجودم (مثل غرور ، خودخواهي و...) جدا کند و اي کاش بتوانم به همه دنيا بگويم که تو زيباترين حقيقتي هستي که ميتوان به آن رسيد. وجود نامتناهي تو در هر طيفي پيداست و آنچه که مولکولهاي هستي را به هم پيوند ميدهد، تنها به دليل عشق پيوستن به توست. اي نور جاويد و اي منبع اميد ، مرا از عشق پيوستن به خودت هيچگاه بينياز مکن. چهره شناسی:http://niksalehi.com/chehre.htm به همه ي ما گفته اند نور به خط مستقیم سیر می کند ( و البته در سطح پیشرفته تر بصورت موجی و یا در فیزیک کوانتوم بصورت ذره ای فوتون ها) اما بهر حال تصور همه ی ما این است که مثلا اگر یک چراغ لیزری را دقیقا روبروی مردمک چشم یک شخص بگیریم دقیقا اشعه لیزر به روی تخم چشم بیفتد. ولی باید بگویم که همیشه اینطور نیست یعنی این هم می تواند اتفاق بیفتد که مثلا نور چراغ قوه کاملا سالمی را روبروی شخصی بگیرید ولی نورش خم شود و جلوی پای خودتان بیفتد! خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است فال رنگها درصورتيكه تاريخ تولد شما در: اول فروردين ماه باشد سياه هستيد. بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد. بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد. بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد. بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد. بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد. بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد. بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد. سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است. بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد. بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد. بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد. بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد. بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد. بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد. بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد. بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد. بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد. متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند. بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد. بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد. بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد. بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد. بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است. بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد. بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد. بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد. متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند. بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است. بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد. بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد. بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد. بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد. بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد. بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد. بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد. بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد. قرمز با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد. شيري رنگ اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت. نيلي شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد. خاكستري جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد. سبز خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد. طلائي شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي. صورتي شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد. زرد شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد. خرمائي باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد. نارنجي در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است. ارغواني اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد. ليموئي آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند. نقره اي خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد. سياه شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست. زيتوني شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد. قهوه اي فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد. آبي اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان. سرمه اي شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد. سفيد شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند. كبود احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد. انسان صادقی هستید .مسافرت را دوست دارید. من ۲۳ مهرم شما چی؟؟؟؟؟؟ به نام خدا سلام چطورين؟دلم واسه نوشتن تنگ شده حيف! حيف كه خيلي از چيزا فقط تو نوت پد كامپيوتر توي يه جاي سرّي بايد خاك بخورن آخه همه چيزا رو كه نميشه گفت .اونم به چند تا دليل1 از يكي از بچه ها شاكي ميشي يه چي ميگي مياد ميخونه اونم شاكي ميشه 2 مردم ميان ميخونن برداشت غلط مي كنن واي كه اين يكي خيلي بده + حرفاي مردم كه تمومي نداره من واقعا" يكي از آدماييم كه اصلا" به حرف مردم كاري ندارم ! و از آدماييم هستم كه اصولا" خجالت نمي كشم ! نمي دونم چرا!!!!!!مثلا" بعضي بچه ها اگه نمرشون كم شه خجالت مي كشن به كسي بگن اما براي من فرقي نداره .اصلا" اهميت نمي دم دربارن چي ميگن ولي با اين حال كه خيلي ركم ؛ خيليا دوسم دارنواسه اينه كه به مغزم به خودم اعتماد دارم شايدم به خاطر خودخواهي زياده ! ولي به نظر من بايد به خودمون عادت بديم كه غيبت كردن رو ترك كنيم ! ولي خداييش مغزمون خيلي پيچيدستا! من موندم با اين حافظه و مغز چه طوره كه خيليا اصلا" ناديدش مي گيرن . انگار از اولم وجود نداشته اصلا" فكر نمي كنن از كجا اومدن؟واسه اومدن؟هدفشون چيه؟از اين دنيا چي مي خوان ؟ و اينكه به مهم ترين چيز يعني خالقشون فكر نمي كنن؟؟؟؟فقط تو هم ميلولن ! از صبح تا شب! به قول سياوش قميشي كه مي گه: اي بازيگر گريه نكن ما هممون مثه هميم صبحا كه از خواب پا مي شيم نقاب به صورت مي زنيم . يكي معلم مي شه و يكي ميشه خونه به دوش. يكي ترانه ساز مي شه يكي ميشه غزل فروش . كهنه نقاب زندگي نقاب تا شب رو صورتاي ماست گر يه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس! هر كسي هستي يه دفعه پس بكش از پشت نقاب ! از رو نوشته حرف نزن! رها شو از پيله ي خواب ! نقشه ي يك ديچه رو رو سينه ي قفس بكش براي يك بار كه شده جاي خودت نفس بكش ! مي خوام همين ترانه رو رو صحنه فرياد بزنم نقابمو پاره كنم جاي خودم داد بزنم !خوب كجا بوديم؟؟؟جو منوگرفت همشو نوشتم! وليخوبه يكم تو زندگي به خودمون به زندگيمون و به هدفمون و به خدا فكر كنيم (تو وقتاي بيكاري.مثلا" تو اتوبوس! به جاي چش چروني فكر كنيم!خوب! از موضوع پرت شديم داشتم مي گفتم: امروز داشتم با دوستم شعراي دبستان و مي خوندم بيشترشم بدون اشكال خونديم:اون شعر انار + باز باران + ... . ولي شعر 2كاج يادمون نيومد ( يادم نيس داستان بوده يا شعر ؛فقط معني و مفهومش يادم مونده)اگه شما يادتونه بهم بگين لطفا". راستي تا حالا فكر كردين ما هيچوقت از زندگيمون راضي نيسيم و هميشه در آرزوييم؟ دختران روستا به شهر فكر ميكنند! دختران شهر در آرزوي روستا ميميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر ميكنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك ميميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نميرسد؟! آرزو بد نيس ولي خوبه از هميني كه هستيم لذت ببريم .مثلا" بچه ها دوس دارن بزرگ شن ! نوجوونا دوس دارن جووني و احساس كنن .خيليام تو فكر ازدواجن كه بعد ازدواج چي مي شه؟و زندگي شون چه طور مي شه و از اين فكراي چرت و پرت ولي من هميشه تو حال زندگي مي كنم به نظر من آينده از حال ساخته مي شه! بنابر اين نبايد نگرانش بود! به نظر من تو فكر و آرزو بودن آينده انديشي نيس! (ولي خوب ممكنه انگيزه ي خوبي باشه ). ما مي تونيم از همين حالا از زندگيمون لذت ببريم من هميشه وقتي به اطرافم نگاه مي كنم سعي مي كنم زيبايياشو پيدا كنم و ازشون لذت ببرم . نه مثه بعضيا بشينم غصه ي چيزاي از دست رفته يا نيومده رو بخورم ! من اعتقاد دارم غصه خوردن چيزيو عوض نمي كنه واسه همينم خيلي خيلي خونسردم ! بعضيا ميگن مثلا" فلان شده تو ناراحت نيسي؟؟؟! اميدوارم شمام عين من باشين! دوس دارم بازم بنويسم ولي چه كنم كه همه ي امتحانا افتاده تو اين هفته و وقت ندارم دوستون دارم .خداحافظ همه! بزرگترين درس زندگي اينست که گاهي احمقها، درست ميگويند. (چرچيل) يک پرنده کوچک که زير برگها نغمه سرايي ميکند براي اثبات خدا کافي است. (ويکتور هوگو) عدهاي دائم غرغر ميکنند که گل سرخ،خار دارد. ما بايد شاد باشيم که خارها گل دارند. (آلفونس کار) بيشتر کساني موفق شدهاند که کمتر تعريف شنيدهاند. (زولا) دو چيز براي موفقيت وجود دارد: هوش و استفاده از ناداني ديگران. (لابروير)
راننده :
دیگه دارم كم كم ریپ میزنم مثل ماشینهای تصادفی شدم اگه همینطوری پیش بره باید برم زیر دست اراقچی قلبمم به روغن سوزی افتاده پدرعشق بسوزه
معلم ریاضی :
نمیدنم چرا جواب تمام مسائلم بی نهایت میشه یا بی جواب میمونه هرچی تفریق میكنم جمع میشه ��رچی جمع میكنم كم میشه از ضرب كه مپرس آه
مهندس كامپیوتر :
ای آنكه مرا دی سی كرده ای و در وجودم ویروس بلاستر 2003 فرستاده ای كی دوباره من را ری پیر خواهی كرد ؟ به فریاد گرافیكم برس
دكتر :
چند سالی است كه به زخم مریضانم مرحم میگذارم و از چنگال مرگ رهایشان میكنم ! كو طبیبی كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند
ساغی :
می میدهم و غم كسان میگیرم از لطف تو می كجا غمین میبینم حالا كه شدم عاشق ودل در بند است می را ز شفا بیچاره ترین میبیینم
عینك فروش :
اگر روزی بگویم عاشقم بر من نخندید كه شغلم عاشقی دارد فراوانبسازم بهر هر چشمی من عینك گرفتارم كند چشمی چه آسان
باباهه ميگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون يكجا باشن كه آنجا ديگه بهشت نميشه !!!

آقایون خانوما یکیتون به من سریع بگه که
پرنده بر شانه هاي انسان نشست.
انسان با عجب رو به پرنده کرد و گفت:
اما من درخت نيسم.تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.
انسان خنديد و اين به نظرش خنده دار ترين اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت:راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي؟؟
انسان منظور پرنده را نفهميد و باز هم خنديد.
پرنده گفت:نمي داني در آسمان چقدر جاي تو خاليست.
انسان ديگر نخنديد.انگار ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد.
چيزي که نمي دانست چيست.شايد يک آبي دور.يک اوج دوست داشتني...
پرنده گفت:غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم که پر زدن يادشان رفته
درست است پروازبراي پرنده ضرورت است امااگر تمرين نکند فراموش مي شود
انسان رد پرنده را دنبال کردتا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتادو
ياد آورد که روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بودو
چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد.آن وقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفتا و دو بال آفريده بودم؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود اما
تو آسمان را نديدي.راستي عزيزم
بالهايت را کجا گذاشتي؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد
آن وقت رو به خدا کرد و گريست....
اقراق نیست اگر بگوییم که شکل ابرو میتواند به ظاهر شما جلوه دهد و یا جلوه آن را از بین ببرد. طراحی و درست کردن ابروها دقیقا مثل انتخاب عینک بروی صورت میباشد که اگر ابروها به فرم صورت نخورند فرم صورت بهم خورده و شکل انرا را تغییر میدهند. شکل و فرم مورد دلخواه همه اصولاشکل بیضی است که بیشترین در صد افراد سعی بر این دارند که فرم صورت خود را به این فرم در اورند. که این نکته در ارایش تکمیلی و ترمیمی اجرا میشودکه اکثر خانمها این نکته را نادیده می گیرند.
میتوانید برای کم کردن درد روی ابرو کمبرس یخ بگزاریم. قبل از شروع، نکات زیر را بیاموزید:
ابروان شما از کجا باید آغاز شوند؟
بلندترین نقطه ابرو باید کجا باشد؟
نقطه پایانی ابرو کجاست؟
شکل درست ابرو را پیدا کنید؟
(نکته)
چگونه ابروانتان را بردارید؟
برای اینکه طول ابرویتان مشخص شود، مداد را از کنار ابرو طوری نگهدارید تا امتداد آن از کنار گوشه خارجی چشمتان بگذرد و به ابرویتان برسد. به این ترتیب نقطه پایانی ابرو مشخص میشود. سپس، باید مشخص کنید که بالاترین نقطه ابرو یا کجاست.
برای این کار مداد را در کنار بینی قرار هید تا امتداد آن از کنار قسمت خارجی عنبیه چشم بگذرد و به ابرو برسد.این کار را روز قبل از مهمانی انجام دهید چون اثار سرخی را بسختی میتوان با کرم پودر پنهان کرد و اگر روی محل تحریک شده کرم پودر بزنید امکان جوش زدن و زخم شدن ان خواهد بود.
ابروانتان را با یک برس کوچک مثل مسواک به حالت طبیعی برس بکشید.
یک پارچه لطیف گرم روی ابروی خود بکشید تا برداشتن ابرو آسانتر شود.
بهترین حالت چک کردن ابروها بعد از برداشتن ان با چشمان بسته است که مسلما توسط شخص ثالث میتوان انجام داد.
ابروها باید به نسبت شکل صورتی که مایل هستید برداشته شوند نه به توصیه دوستان یا دنباله روی از مد.
موها را یک به یک بچینید. آنها را محکم و در جهت رویش مو بکشید.
برداشتن ابرو را از داخل ابرو به سمت خارج ابرو انجام دهید.
هماهنگی ابروهایتان را در آینه چک کنید و در پایان یک پارچه لطیف سرد روی ابروهایتان بگذارید تا سرخی پوست را کاهش دهد.
اگر درد این کار زیاد بود قبل از ادامه مقداری خمیر دندان بر روی ابرویتان بمالید و بگذارید چند دقیقه بماند. این کار حالت بیحسی به پوست میدهد.
ابتدا از وسط ابرو، بالای بینی، شروع کنید تا به درد آن عادت کنید. چون این قسمت از پوست نسبت به پوست بالای چشم حساسیت کمتری دارد.
از موچین جنس خوب و دارای لبه های نازک و کیپ استفاده کنید تا به هتگام برداشتن ابرو موی ابرو را نشکند. این کار ممکن است باعث عفونت شود.
اگر میخواهید چهره بازتری داشته باشید فاصله ابروها را کمی بیشتر کنید و اگر چشمان کشیده میخواهید بگذارید ابروهایتان به هم نزدیکتر باشند.
به یاد داشته باشید:
طبیعی بودن همیشه بهتر است هرگز ابروهایتان را بیش از حد برندارید. وقتی شکل اولیه را به ابرویتان دادید، نگه داشتن این شکل آسان است. ابتدای ابرو باید با گوشه داخلی چشم هماهنگ باشد. کمان ابرویتان نیز باید با خط بالای چشمتان هماهنگ باشد.
درست کردن ابروی نازک و پراکنده
سپس، با یک برس زبر که در پودر رنگ ابرو فرو کرده اید کارتان را ادامه دهید. به این ترتیب رنگ مداد ابرویتان بیشتر میشود. هر قدر به کمان ابرویتان نزدیکتر میشوید خطوط را نازکتر کنید.
چگونه بهترین کمان ابرو را ایجاد کنیم
چگونه کمان ابرو بالاتر ببریم؟
چه موچینی بهتر است؟
- سایه های چرب
- سایه های مدادی
- سایه های پودری
هرچند سایه های چرب از هر سایه دیگری بر روی چشم ها زیباتر به نظر می رسد، اما متاسفانه لای چین و چروک چشم جمع می شود و برای استفاده در روزهای گرم و برای مدت زمان طولانی انتخاب مناسبی به شمار نمی روند.
۲- یک لایه از ریمل زخیم کننده را روی مژه های بالائی بمالید مخصوصا گوشه های خارجی چشمها. و اجازه دهید برای ۳۰ ثانیه خشک شود.
۳- یک لایه ریمل مخصوص بلند کردن مژه ها را از ریشه تا نوک مژه ها بزنید.
۴- همنطور که هنوز ریمل خیس است یک دست از ریمل سیاه که به مژه ها حالت ضخامت میدهند به تمام مژه ها بمالید.. خیلی با دقت و ظریف سعی کنید که خط اصلی مژه را تیره تر کنید.
۵- اضافیهای انرا از روی مژه ها بردارید.
۶- قسمت پائین مژه ها را با ریمل بصورتی که براش ریمل را بصورت افقی نگه داشته اید بمالید. و دوباره اضافه ریملها را پاک کنید.
۷- با یک مداد نوک نازک یا با پودر سایه چشم و براش خودش بین ریشه مژه ها بصورت نقطه بکشید این نقطه ها باید کملا تمیز باشند تا حالت خود را روی مژه ها نشان دهند
۳/یک مراقبت صحیح و مناسب برای موهایتان داشته باشید.
اقراق نیست اگر بگوییم که شکل ابرو میتواند به ظاهر شما جلوه دهد و یا جلوه آن را از بین ببرد. طراحی و درست کردن ابروها دقیقا مثل انتخاب عینک بروی صورت میباشد که اگر ابروها به فرم صورت نخورند فرم صورت بهم خورده و شکل انرا را تغییر میدهند. شکل و فرم مورد دلخواه همه اصولاشکل بیضی است که بیشترین در صد افراد سعی بر این دارند که فرم صورت خود را به این فرم در اورند. که این نکته در ارایش تکمیلی و ترمیمی اجرا میشودکه اکثر خانمها این نکته را نادیده می گیرند.
Searching for the right
But it keeps avoiding me
Sorrow in my soul
Cause it seems that wrong
Really loves my company
Hes more than a man
And this is more than love
The reason that the sky is blue
The clouds are rolling in
Because I'm gone again
And to him I just can't be true
And I know that he knows I'm unfaithful
And it kills him inside
To know that I am happy with some other guy
I can see him dying
I don't wanna do this anymore
I don't wanna be the reason why
Everytime I walk out the door
I see him die a little more inside
I don't wanna hurt him anymore
I don't wanna take away his life
I don't wanna be...
A murderer
I feel it in the air
As I'm doing my hair
Preparing for another day
A kiss up on my cheek
He's here reluctantly
As if I'm gonna be out late
I say I won't be long
Just hanging with the girls
A lie I didn't have to tell
Because we both know
Where I'm about to go
And we know it very well
Cause I know that he knows I'm unfaithful
And it kills him inside
To know that I am happy with some other guy
I can see him dying
I don't wanna do this anymore
I don't wanna be the reason why
Everytime I walk out the door
I see him die a little more inside
I don't wanna hurt him anymore
I don't wanna take away his life
I don't wanna be...
A murderer
Our Love, his trust
I might as well take a gun and put it to his head
Get it over with
I don't wanna do this
Anymore (anymore)
I don't wanna do this anymore
I don't wanna be the reason why
Everytime I walk out the door
I see him die a little more inside
I don't wanna hurt him anymore
I don't wanna take away his life
I don't wanna be...
A murderer (a murderer)
No no no no
Yeah yeah yeah

![]()
![]()
![]()


عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش و جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم باز جواب نمیده
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس
مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان .می خوان ازت خاستگاری کنن واسه
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالویی که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختری در مزرعه
شنل: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها می پری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ............ ......... ......... ......... ....
)به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تیک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن . تا اینکه یکی ميره جلو سوارش ميکنه.
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود.
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادرپرين رفت گرفتش .اين دختره پرين هم با
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .جان کوچولو و بقيه بچه ها هم
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!! !!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
قلم و کاغذی در دستم دادند و گفتند جمله هایی بنویس که در آن عشق.مهر.محبت.صبر.عاطفه.مهربانی
و فداکاری باشد…….لحظه ای مردد به کاغذ نگاه کردم و بعد نوشتم..…*مادر*
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
مادر
تـــاج از فـــرق فلـک بــــــــــــرداشتن
تا ابـــد آن تـــــاج بــــرســـــــر داشتـن
در بـهشـت آرزو ره ِيــــــــــــــافتـــــن
هـــــر نفس شهــــدي به ساغــر داشتـن
روز در انــــواع نعمت هــا و نــــــــاز
شب بتي چــون مـاه در بـــــر داشتن
جــــاويدان در اوج قــــــدرت زيستـــن
ملـــــک عـــــالــم را مسخــــر داشتـن
بر تو ارزاني که مـــا را خوشتر است
لــــذت يک لحضــــه مـــــــادر داشت

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
كفر می گویم اگر چه، دین و ایمان مادر است
آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنكه شاهان پرورانیده به دامان مادر است
آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنكه نامش هست والا نزد یزدان مادر است
آنكه لالایی برایم شب به بستر می سرود
روز و شب می كرد با من آنكه یكسان مادر است

وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخشهايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنههاي اضافي را كه با تغيير پايان بيربط شده بود، از كار درآورديم.
وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر ميبرد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.
وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري ميديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمهاي به داستان اصلي سريال نميزد.
وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيريهاي سازمان صدا و سيما برميگردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل ميكنند.
**«مرد هزار چهره» وارد بازيهاي سياسي نشده است
شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژهاي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي ميتواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساختهاند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط ميدهند.
وي افزود: بسط دادن قصههاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيتهايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نميرسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگيهاي حاشيهاي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاهبرداري ميكنند و اشتباه در جاي خود قرار ميگيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.
** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد
مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفهاي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني ميتواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق ميكرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.
وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامههاي 90 شبي باقي ميماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه ميگفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام ميدهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصهاي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.
شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن ميشناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازيهاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقهمنديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقشهاي قبلياش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان ميدهد.اين مجموعه پروژهاي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه ميتواند.
** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري ميتوانست حساسيتبرانگيز باشد
وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژهاي در فيلمها و سريالها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل ميشود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي ميگذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن ميرفت.
وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نميشود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم ميتواند در شرايط مختلف بد شود.
** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت
شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشنهاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق ميدهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردانهاي بسياري را ديدهام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.
وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام ميكردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.
وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون ميشود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها ميشود و كار ملموس تر و واقعيتر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد.
- ايا ميدانستيد که در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراعات وجود دارد که توماس اديسون با 1093 اختراع رکورد را در دست دارد.
- ايا ميدانستيد نور ميتواند دور کره ی زمين (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانيه طی کند.
- الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند.
- يکي از شديدترين نعره ها در بين حيوانات به شير آفريقايي تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کيلومتری شنيده ميشود اسب آبي هم جزء حيواناتي ست که داری نعره بلندی ميباشد ، تا آنجا که حيوانات آبي در زير آب نعره آنها رو ميشنوند ولي با همه اين اوصاف شديدترين نعره ها متعلق به والها مي باشد آنها ميتوانند نعره ای معادل دويست دیسيبل توليد کند برای مقايسه بايستي بگويم که اين نعره از صدای موتور يک جت بيشتر مي باشد.
- آيا ميدانستيد که شهر ممنوع واقع در پكن در كشور چين بزرگترين قصر پادشاهي جهان است اين قصر شامل هفده قصر و پنج تالار ميباشد.
- ايا ميدانستيد كه وقتي يك نوزاد در حال گريه است با صداي ش..ش.. شما ارام خواهد شد و اين به اين دليل صداي ابي است كه اطراف نوزاد را در دل مادر گرفته است.در ضمن اين يكي از دلايلي است كه چرا صداي ساحل دريا به انسان ارامش ميدهد
- ايا ميدانستيد كه چرا وقتي يك سيب گنديده را در بين سيب هاي سالم قرار ميدهيم بقيه سيب ها هم ميگندند.دليل اين است كه سيب گنديده يك نوع گاز ﴿ethylene) از خودش انتشار ميدهد كه باعث گنديدن بقيه سيب ها ميشود.
- ايا ميدانستيد كه گرمي در تابستان بخاطر نزديكي زمين به خورشيد نيست.﴿از شانس زمين تقريبا در دورترين فاصله خود به خورشيد است﴾ بلكه بخاطر 23.5 درجه كجي زمين است.
- ايا ميدانستيد كه لايه ازن فقط به اندازه دو سكه بروي هم كلفتي دارد.
- چرا اب دريا شور است؟
قسمتي از نمك موجود در اب دريا از طريق فعاليت هاي اتشفشاني زير ابي وارد ان ميشود اما قسمت اعظم اين نمك مربوط به فرسايش پوسته زمين يا خاك است. املاح معدني موجود در خاك در اب باران حل ميشود و از طريق رودخانه ها به درياها حمل ميگردد.انگاه زماني كه بر اثر تابش نور خورشيد قسمتي از اب دريا بخار ميشود نمكي كه در ان وجود دارد بر جاي باقي ميماند و اين امر باعث ميگردد كه تراكم نمك موجود در اب افزايش يابد.امروزه ميزان املاح معدني موجود در اب درياهاي ازاد جهان 3.5 در صد استكه بيشتر انرا سديم كلرايد يا همان نمك طعام ﴿CINa) تشكيل ميدهد
- يكي از حقايق اصلي زندگي روزمره ان است كه اب و روغن با هم در نمي اميزند.بيشتر ادويه جات تند از نطر ساختار شيميايي ﴿﴿روغن پايه﴾﴾ ميباشد.بنابراين نوشيدن اب بروي دهاني كه بر اثر خوردن فلفل يا ادويه تند به سوزش افتاد بيحاصل است.بهترين راه حل براي بر طرف كردن تندي از دهان خوردن چيزي است كه چربي را به خور جذب كند و در اين بين نان يا هر چيزي كه نشاسته داشته باشد و در دسترس باشد نتيجه خوبي بدست ميدهد.راه حل ديگر بعد از خوردن نان نوشيدن شير است. هر چند كه شير از لحاظ ساختار ﴿اب پايه﴾﴾ است اما داراي ماده اي شبيه به پاك كننده ﴿detergent) است كه مانند صابون با روغن با چربي در مياميزد و انرا ميشويد و مي برد .
- ايا ميدانستيد اشعه X از بلور الماس عبور نميكند و منعكس ميشود از اين خاصيت ميتوان در تشخيص الماس حقيقي از نوع بدل آن استفاده نمود.
- آيا ميدانستي که طول تقريبي رود نيل که بزرگترين رود جهان است در حدود 6600 کليومتر است
- اولين بار که پــول کاغـذي را اسکـناس ناميدند
در ايران اسکناس ما ، خود از کلمه ?اسيکناچيا? روسي بوده و چون تلفظ آن برای فارسي زبان کمي مشکل بوده آنرا ساده کرده به آن اسکناس گفتند . اولين پول رسمي کاغذی ، توسط بانک شاهنشاهي ، در سال 1269 شمسي ?1890ميلادی? در تهران انتشار يافت .در سال 1309 شمسي طبق قانون ، حق انتشار اسکناس از بانک شاهنشاهي اخذ و به بانک ملي ايران واگذار گرديد . واحد پول ايران در دوره قاجاريه ، تومان بود . يک تومان معادل ده قران و برابر ده هزار دينار بود در سال 1308 شمسي بموجب قانون احاد ، پول ايران تغيير يافت و واحد پول به ريال تبديل گرديد د ولي هنوز کلمه تومان به قوت خود باقيست و بمعني ده ريال بکار برده ميشود .
بر اساس يك داستان مشهور يكي از دوندگان در سال 490 قبل از ميلاد خبر پيروزي اتني ها بر پارسيان در ماراتن را به شهر اتن رساند. وي پس از رساندن خبر از خستگي بر زمين افتاد و جان سپرد.امروزه به يادبود اين دونده و دوي مرگ اور او در مسابقات دو و ميداني رشته اي به نام ماراتن برگزار ميشود كه دوندگان مسافت 42 كيلو متر را ميدوند. - آيا ميدانستيد که ديوار چين دو هزار و دويست سال پيش ساخته شده است که طول آن به دو هزار و هفتصد و ده کيلومتر و ارتفاع آن بين پنج تا نه متر ميباشد و پهنای آن به چهار و نيم متر ميرسد. - آيا ميدانستي که طول ساحل دريای خزر در حدود 7000 کيلومتر است که هزار کيلومترش در طرف ايران است.
تيم فيزيكدانان دانشگاه مك كواري سيدني در استراليا به رياست پال ديويز Paul Davies احتمال آن كه سرعت نور طي ميلياردها سال كندتر شده باشد را مطرح ساختهاند. در اين صورت فيزيكدانان بايد در مورد بسيار از فرضيهها و تئوريهاي پايه بويژه در مورد قوانين حاكم بر عالم تجديد نظر كنند. ديويز در مصاحبه با رويتر گفت: «معني اين تئوري جديد آن است كه بايد از خير تئوري نسبيت و فرمول E=mc2 و اين جور چيزها بگذريم البته نه به اين معني كه كتابها را در اين مورد دور بيندازيم؛ هميشه تحولات علمي تئوريهاي قديميتر را در خود هضم ميكند».
نتايج تحقيقات اين تيم در مجله نيچر Nature به چاپ رسيده است. جان وب اختر شناس دانشگاه نيوساوث ويلز با ارائه تئوري خود براساس شواهدي كه به دست آمده است ادعا ميكند كه سرعت نور ميتواند ثابت نباشد، كه اين موضوع معماي لاينحلي را پيش روي فيزيكدانان و اخترشناسان قرار داده است. براساس يافتههاي وب، نوري كه از كوثر- Quasar شيء شبيه به ستاره در آسمان - در طي دوازده ميليارد سال سفر خود تا رسيدن به زمين فوتونهايي از سحابي بين ستارهاي دريافت كرده است كه با فوتونهايي كه تاكنون ميشناختيم تفاوت دارد.
ديويز در توضيح يافتههاي وب ميگويد: مشاهدات وب به معني آن است كه ساختار اتمهايي كه از نور كوثر ساطع ميشود تفاوت بسيار جزيي اما با اهميت ساختار اتمهاي انسان دارد. دليل اين تفاوت فقط ميتواند از دو چيز ناشي شود: يا بخاطر سرعت نور و يا بخاطر تخليه الكتروني (Electron Charge)؛ از سويي دو قانون در قوانين فيزيك كيهاني مطرح است كه سالهاست مورد پرسش قرار گرفته است.
براساس اين دو قانون نه تخليه الكتروني و نه سرعت نور قابل تغيير نيستند. اما بايد براي مشاهدات وب توضيحي داد: يا اين مشاهدات اشتباه است و يا يكي از دو قانون ثبات سرعت نور و يا تخليه الكتروني قابل تكيه نيست. تيم ديويز بنا را براين گذاشتند كه مشاهدات وب درست بوده و يكي از اين دو قانون ممكن است آنطور كه تصور ميشد غيرقابل تغيير نباشد.
به اين ترتيب اين تيم به مطالعه سياه چالهها روي آوردند سياه چالهها تودههاي عظيم و اسرارآميزي هستند كه ماده را ميبلعند و حتي نور نيز از چنگال اين مكنده در امان نيست. اگر قرار باشد به قانون دوم ترموديناميك- كه خود يك دگماتيسم ديگر در فيزيك است- اعتقاد داشته باشيم در اين صورت تغيير در قانون ثبات تخليه الكتروني قانون دوم ترموديناميك را در هم خواهد ريخت به همين دليل يك گزينه باقي ماند و آن بررسي امكان متغير بودن سرعت نور است.
گرچه هنوز مطالعات به اندازه كافي نيست و مشاهدات وب از نور كوثر براي درهم ريختن تئوريهاي موجود كافي نيست اما مطالعه در اين زمينه از چندي پيش آغاز شده است. ا ز جمله ميتوان به مقالههايي كه در مجله Physical Review Letters منتشر شده مراجعه كرد و گرچه بسياري از وفاداران به تئوريهاي موجود سعي دارند مشاهدات وب و ديويز را اشتباه مشاهدهاي و اشتباه محاسباتي و آماري جلوه دهند، اما بحثي كه در اين زمينه آغاز شده است روز به روز دامنهدارتر ميشود و به همان اندازهاي كه خود كيهان سئوالات لاينحل باقي گذاشته مشاهدات اخير نيز بسياري از تئوريها را به چالش كشانده است.
در اين وضعيت بايد روشن شود به چه چيزهايي از تئوري گذشته ميتوان تكيه كرد و بايد ديد تئوريهاي جديد از عهده پاسخگويي به بسياري از پرسشها بر ميآيند يا خير. در واقع از نظر ديويز همان بلايي كه تئوري نسبيت انيشتين و فيزيك كوانتوم بر فيزيك قرن نوزدهم وارد آورد حالا خود شاهد آن خواهد بود كه تئوريهاي جديد پايه و اساس اين تئوريها را متزلزل خواهد كرد. حداقل دستاورد اين مشاهدات اين است كه در بررسي ساختار كيهان و اين كه از كجا نشأت گرفته و به كجا تكامل پيدا ميكند يك گام رو به جلو برداشته شده است.
تئوري نسبيت ميگويد كه سرعت هيچ چيز از نور فراتر نميرود (سرعت نور در خلأ، تقريباً000ر300 كيلومتر در ثانيه است). آرزوي انسان فراتر رفتن از اين سرعت است و اين آرزوها در فيلمهايي مثل "Star Trek" انعكاس يافتهاند. حتي اگر انسان ابزاري بسازد كه بتواند با سرعت نور حركت كند براي عبور از كهكشان راه شيري يكصدهزار سال وقت لازم است
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
3- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود 78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکتهاى توليدى سوئد هستند.
اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برميداشت و به محل کار ميبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه ميرسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک ميکرد. در آن زمان، دوهزار كارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار ميآمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک ميکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟
ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته !!! اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع ( فست فود ) الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار ميگيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال ميبرد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که سي و پنج ساعت در هفته کار ميکنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند. آلمانيها ساعت کار هفتگى را به بيست و هشت مميز هشت دهم ساعت تقليل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت توليدشان بيست درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است.
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهرهورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهرهورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسيترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت ميبرند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکتها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بيشتاب و با بهرهورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.
بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش ميکنيم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار ميکنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى.
And I will die in the flames
As I draw my last breath
As I'm close in on death
I will call out your name
I've been a martyr for love
Nailed up on the cross
While you're having your fun
As the damage is done
I'm assessing the cost
I knew what I was letting myself in for
I knew that I could never even the score
I've been a martyr for love
I need to be by your side
I have knelt at your feet
Could have leave if I tried
I've been a martyr for love
Tortured every hour
From the day I was born
I've been moved like a pawn
By the greatest of powers
I knew that I would have to suffer in vain
A way that I would never outgrow the pain
I've been a martyr for love
I've been a martyr for love
I've been a martyr for love






![]()
![]()





غذایش را قورت نمی دهد.وقتی همستر را از خواب بیدار می کنیم او عصبانی می شود و ممکن است ما را گاز بگیرد.
وقتی حلزون های ماده احساس خطر می کنند یا کسی دارد آن ها را می کشد , آن ها تخم هایشان را رها
می کنند تا به تخم هایشان آسیبی نرسد ولی اگر تخم ها هنوز خوب رشد نکرده باشند از سرما یخ میزنند یا از گرما نیمرو می شوند یا حشره ای دیگر تخم ها را می خورد.
وقتی حلزون در سن یک ماهه گی به سر می رود , صدف آن بی رنگ است و فقط رنگ پوست خودش است که
به صدف رنگ می دهد.
به هر حال حضرت سقراط حدود پنجاه سالي با گزانتيپ خاتون سر كرده و به اميد اينكه گذشت زمان و بچه دار شدن در روحيه و رفتار سگي وي اثر مثبت بجاي گذارد، دندان بر روي جگر گذاشته و لام تا كام صداي اعتراضش بلند نمي شد. اما هر چه سقراط نجابت به خرج مي داد، گرانتيپ رويش بيشتر شده و هر روز بيش از ديروز حال سقراط را گرفته و به نحوي از انحا شكنجه روحي و روانيش مي داد، متاسفانه يا خوشبختانه هم حضرت استاد سقراط، كاتوليك متعصب تشريف داشته و بدين ترتيب نه مي توانستند تجديد فراش نموده و نه قادر بودند كه عليا مخدره گزانتيپ را طلاق داده و براي هميشه از شر ايشان رها شوند تا اينكه در روزي از روزهاي بهاري كه جناب استاد در سر كلاس درس منطق مشغول تدريس به شاگردان خويش بودند چشمان تيز بينشان به چهره فتان يكي از دانشجويان ترم اولي افتاد و حالا عاشق نشو كي بشو! به قول معروف: عشق پيري گر بجنبد سر به رسوايي زند!! جالب آنكه دختري كه قلب استاد را ربوده و به تسخير در آورده بود كسي نبود جز ژوليت معشوقه رومئو!!!
سقراط كه بدجوري خاطر خواه ژوليت شده بود به هر كاري كه از يك پيرمرد هفتاد ساله آن هم استاد دانشگاه بعيد بود دست مي زد تا بلكه نظر ژوليت را به خود جلب نموده و بعله ديگه... يك روز كت و شلوار مخمل پسته اي مي پوشيد با جليقه جير، روز ديگر اوركت پلنگي به تن مي كرد با كفشهاي پاشنه قيصري، روز بعد ادوكلن «وان من شو» مي زد و سرش را با روغن نارگيل «چارلي» چرب مي كرد، روز بعدترش هم كت تك قرمز جيگري بر تن كرده و عينك آفتابي «رِيبن» زده و پشت ماشين اپل كورساي زرشكي اش جلوي درب دانشگاه « تيك آف» مي زد، روزهاي ديگه اش هم كه سيگار برگ «كاپيتان بلك» بر لب و كلاه كابويي بر سر بر روي موتور هوندا تك چرخ مي زد و آواز هندي «مرا ببوس» را چهچهه مي زد! ولي تموم اين كارها بجز اينكه مقام و مرتبت اجتماعي جناب سقراط را تنزل داده و ايشان را نزد اهالي آتن سرافكنده و رو سياه بگرداند اثر ديگري نداشت كه نداشت چرا كه ژوليت اصلاً و ابداً نه تنها روي خوش به سقراط نشان نداده بلكه يك بار هم كه جناب سقراط اون رو دعوت به پيتزا در رستوران «ببرهاي گرسنه» واقع در «شهرك شرق» نمود با افاده و ناز و كرشمه گوشه چشمي نازك كرده و خطاب به استاد گفتش كه: ايش، واه واه، خجالت هم خوب چيزيه! مرتيكه كچل با يك زن و سه تا بچه و هفتاد سال سن تازه فيلش ياد هندوستان كرده و افتاده توي خط دختر بازي!! تو كه الان يك پات لب گوره به جاي اين كارها بايد بري دنبال نماز و روزه تا بلكه يك كمي از گناهات بخشيده بشه، نه اينكه بيفتي دنبال دختر مردم كه همسن و سال دختر خودت مي مونه!!! به هر حال اين درست كه سقراط خاطر خواه و عاشق ژوليت شده بود منتهي چون سنشون اصلاً بهم نمي خورد و از طرفي هم سقراط كچل تمام عياري بود و عينهو «يول برينر» و «زينال بندري» سرش را تيغ ژيلت مي انداخت و باز هم از شانس بد سقراط، اون موقع هنوز كاشت مو و هرپيس و كلاه گيس مد نشده بود به همين خاطر ژوليت خوشگله روز بروز نسبت به ابراز عشق سقراط منزجرتر شده و به رومئو علاقمندتر مي گشت! آخر الامرهم سقراط كه از دزديده شدن قلب ژوليت توسط رومئو بد جوري آزرده خاطر نااميد شده بود براي ژوليت پيغام فرستاد كه: اي يار بي وفا! اي شاگرد تنبل درس عشق و عاشقي! اي گل سر سبد استان روم شرقي و غربي! سَنه قوربان اولوم! بابا اي ولله دمت گرم! وُلك، دختر آتني كه اين قدر نامرد نمي شه!!! ما چي چيمون از اون پسره لاغر مردني رومئو كمتر بود كه دلت را به اون دادي و قلوه ات را به ما حواله كردي! آخه اون بچه رپ زير ابرو برداشته ژل به سر گرفته كه ديپلم نظام قديمش را هم به زور پارتي بازي از دست عمو افلاطون گرفت كجاش به ما سره كه تو ما را ول كردي و چسبيده اي به او! تازه اگه اون مدل موهاش تيفوسي و تن تنيه، من مدل موهام كله پوستيه كه هم مدل جديدتريه و هم ابهت و قدر منزلت آدم رو نزد برادران نئونازي بالاتر مي بره! مثلاً من سقراطم و هفت هشت تا مدرك پزشكي و مهندسي فاضلاب و فيزيك اتمي و شيمي محض و رياضيات كاربردي از دانشگاههاي معتبر سرتاسر دنيا اعم از نيوجرسي، سوربن، شيكاگو و همين دانشگاه آزاد خودمون واحد آتن مشرق براي خودم دست و پا كرده ام، پول ندارم كه دارم، شهرت و مقام و موقعيت ندارم كه دارم، خوش تيپ و هاي كلاس و استاد دانشگاه نيستم كه هستم، موبايل و پاترول و ويلاي شمال در نمك آبرود و رامسر ندارم كه دارم، هر سال شيش هفت بار بلاد خارجه از ايران و روم و مغولستان گرفته تا ونزوئلا و شاخ آفريقا و هلند و اسپانيا سفر نمي كنم كه مي كنم، ده پونزده تا برج و آپارتمان دوبلكس و باغ و خونه درندشت با كليه امكانات رفاهي اعم از سونا، جكوزي، استخر و آسانسور توي نياوران و شهرك غرب و فرمانيه ندارم كه دارم، اون موقع تو دختره مانتو كوتاه پوشيده رژلب ماليده به ما مي گي بريم كنار بوي اخ مي ديم و به رومئو علاف و بيكار و دختر باز پشت كنكوري كه حتي هنوز پول تو جيبيش را از مامان و باباش مي گيره و سابقه خلاف و چاقو كشي و حشيش كشي و فرار از خدمت سربازي را هم يدك مي كشه مي گي عزيز دلم؟ واي به حالت ژوليت اگه به عشق خالصانه و بي شيله پيله من پاسخ مثبت دادي كه هيچ و گرنه همين فردا پس فردا علاوه بر اينكه نمره پايان ترمت در درس فلسفه و تاريخ و منطق را صفر ميدهم، مي روم نزد مسئولان حراست دانشگاه و پرونده گودباي پارتي رفتن هاي و بد حجابي ها و آرايش هاي غليظ و اتوزني ها و سوار ماشين پسرهاي غريبه شدن و رابطه نامشروع با رومئو لات آسمان جل بي خانواده داشتن و پاي تلفن هاي عمومي كشيك دادنهايت را افشا مي كنم تا براي هميشه از دانشگاه و ادامه تحصيل اخراجت كرده و بفهمي كه يك من ماست چند من كره مي دهد؟!
خلاصه سرتان را درد نياورم. پس از اين كه اين پيغام و پسغام سقراط رسيد به دست ژوليت، اون هم نامردي نكرده و يك راست رفت پيش رومئو و ماجرا را از سير تا پياز برايش تعريف كرده و يك كمي هم بالاش گذاشت و شرط ازدواج با رومئو را كنده شدن كلك سقراط بيان نمود! رومئو رگ گردني هم كه تازگي ها فيلم قيصر و اعتراض مسعود كيميايي را توي سينما شهر فرنگ نگاه كرده بود، كفشهايش را عينهو بهروز وثوقي وركشيده و به افتخار عشق وفادارش ژوليت يك پياله سركشيده و چاقوي ضامندارش را برداشت و رفت جلوي دانشگاه ادبيات و علوم انساني آتن وحالا نعره نكش كي بكش! علي ايحال بعد از آبروريزي مذكور و چاقو خوردن سقراط از رومئو و قشقرق وحشتناكي كه زن نانجيب سقراط به پا كرد حضرت استاد اجل به اين نتيجه رسيد كه ديگر نه برايش نزد مردم آبرويي مانده و نه عزت و حيا و شرفي! به قول معروف هر چه محبوبيت و معروفيت كه طي پنجاه سال عبادت و تعليم و تعلم و تدريش و شب زنده داري و زجر كشيدن ها و دود چراغ خوردن ها نزد اهالي آتن بدست آورده بود بر اثر لحظه اي غفلت و گرفتار شدن در دام ابليس عشق نابهنگام و نابهنجار دود شد و رفت هوا !!! به همين خاطر سقراط معظم در يكي از شبهاي سرد زمستاني تصميم گرفت كه براي رهايي از ننگ و رنگ كثيفي كه دامانش را لكه دار نموده بود، خودش رو خودكشي كنه و بدين ترتيب نه تنها براي هميشه از دست آن زن عجوزه هفت خطش راحت شده، بلكه داغ عشق ژوليت را نيز با مرگ خويش به فراموشي ابدي بسپارد! اما از يك طرف هم اون موقعها تنها راه خودكشي و انتحار يا طناب دار بود يا مدل پسر عموهاي «اوشين تاناكورا» هاراگيري با شمشير و نيزه و چاقو! خوب سقراط حكيم هم با خودش حساب كرد كه حالا بايد بگيريم بميريم چرا اين طوري با زجر و درد بميريم، هم بخواهيم به ديدار عزرائيل نايل شده و هم اينكه سلولهاي نحيف و عزيز بدنمون رو با دستهاي خودمون اره اره كنيم، اين كه نشد كار؟ ناسلامتي سقراطي گفتن، حكيمي گفتن، فيلسوفي گفتن!! بنده خدا، سقراط هر چي دنبال يك راه صيف تر و سالمتر و بدون درد و زجر گشت و جستجو كرد هيچ چيزي دستگيرش نشد كه نشد، از بدشانسي سقراط خان اون ايام هم هنوز قرصهاي آرامبخش مثل ديازپام و اگزازپام اختراع نشده بود كه با خوردن چند تا دونه ناقابلش خيلي رمانتيك و احساسي بزنه بند دلش و لباس خواب ابديش رو بپوشه و مثل يك بچه خوب و سر براه بره بخوابه توي رختخوابش و خواب اون دنيا رو ببينه؟! اينه ديگه وقتي مي گن علم چيز خوبيه بازم شماها بگين نه ثروت خوبه؟! علي ايحال سقراط با جمع بندي مسايل فوق و تفكرات و تدبرات خاص فيلسوفي بدين نتيجه رسيد كه اگر هم بخواد از دست زنش، گزانتيپ خاتون خلاصي يافته و هم اينكه آبرو وعزت واقتدارش لكه دار نشده و برو بچه هاي نازي آباد و درخونگاه و قلعه مرغي فلورانس برايش متلك و لغز و ضرب المثل درست نكنند كه: سقراط دستش به ژوليت نمي رسيد مي گفت كه پيف پيف بو پيف پاف « ال جي» مي ده!
فلذا تصميم گرفت كه با تقليد از فرمول مرگ امير كبير به زندگي خودش خاتمه داده به گونه ايكه، نه سيخ بسوزد نه كباب!!! البته به عنوان تبصره و تذكر خدمتتان عرض نمايم كه عده اي از دوستان گرمابه و قهوه خانه نزد سقراط آمده و متاسفانه يا خوشبختانه او را از نوع مرگ امير كبير نيز ترسانيدند چرا كه اولاً امير كبير يك ناصر الدين شاه نامردي داشت كه حكم قتلش را صادر كند و سقراط اين طور شاه سبيلوي بي چشم و رويي كه حكم قتل دامادشان را به آساني آب خوردن امضاء كند در اختيار نداشت. ثانياً امير كبير رگش را در حمام فين كاشان زدند و سقراط محل اقامتش هتل هايت اتن بود و اگر هم مي خواست كه اين گونه قرباني و فدايي راه عشق قلمداد گردد ناچار بود كه حمام فين كاشان را از روي نقشه جغرافيا پيدا كرده و رخت سفر به انجا ببندد كه آن هم ميسر و ميسور نبود چرا كه هتل هايت آتن كجا و حمام فين كاشان كجا؟ تازه اون روزها كه هنوز هواپيما و قطار و اتوبوس اختراع نشده بود پس بايستي حضرت استاد با خر و الاغ و يابو راه سفر در پيش گرفته كه آن هم از توان آن پيرمرد حكيم زندگي سير شده خارج بود و معلوم نبود كه تا چند سال ديگر بايستي در راه باشد آنهم به شرط آنكه دزدها و سرگردنه گيرها راه را بر او مسدود نكرده و از سرش تاج گل عروس درست نمي كردند؟! از همه مهمتر اينكه مرگ امير كبير كه با بريدن رگهايش به انجام رسيد مرگي خونين و تا حدودي خشونت انگيز و خشن مآبانه به نظر مي رسيد و سقراط هم هيچ دلش نمي خواست كه اين چنين به ناحق نخونش به زمين ريخته و در نهايت از فردا پس فردا اب زنش هم به عنوان تنها يادگار آن مرحوم به قتل رسيده هر روز مصاحبه شده و فيلم و عكس گرفته شود و ايشان توي گور با سوسكها ومورچه ها و موشها نبرد نابرابر داشته باشند و خانم خانمها هم توي بي بي سي وان ابي سي و رويتر و آسوشيتدپرس، قهوه تلخ فرانسوي نوش جان كرده و به ريش سقراط و باباي سقراط بخندد؟! تازه از كجا معلوم ك فردا پس فردا همين خانم سقراط كه شهرتي به هم زده و معروفيتي كسب مي نمود كارش بالا گرفته و كارگردانهاي بيكار سينما كه از زور گرسنگي و بي پولي توي جيبهاشون،شپش ها فوتبال دستي بازي مي كنند به او پيشنهاد بازي در سري فيلمهاي دنباله دار «سقراط يك و سقراط دو و سقراط سه و سقراط تا بينهايت» را ندهند!؟ از همه بدتر اصلاً شايد يكي از همون خارجكي هاي بي چشم و رو براي اينكه معروفتر شده و دلارها و يوروهاي بيشتري به جيب زده بيايد و از زن بيوه اش خواستگاري كند درست مثل ماجراي «كندي» رئيس جمهور آمريكا كه تا ترور شد زودتر از همه «اناسيس» لامصب اومد و زنش «ژاكلين» را خواستگاري كرد و بعدش هم كه ديگه خوب مي دونين! ماه عسل خانم كندي و آقاي اناسيس توي جزاير هاوايي داشتند موج سواري مي كردن و به ترانه I LOVE YOU گوش مي دادن و جناب كندي هم كه زير خروارها خاك مشغول حساب پس دادن و بازجويي و سين سوال و جيم جواب نكير و منكر بود و الخ!
به هر تقدير پس از مشورت هاي بسيار جمع آوري عقايد و نظرات گوناگون و متنوع جناب سقراط تصميم گرفتند كه با رفتن به نزد جادوگري معروف از اهالي شهر آتن به نام «گل اندام باجي»، سمي مهلك اما فوق العاده خوشمزه ومقوي گرفته شده از نيشكر خالص «سواحل خليج خوكهاي كوباي كنوني» به نام «شوكران» قال قضيه را كنده و با اجير كردن چند تن از دوستان و رفقا و شفقا و شايعه و هوچي گري راه انداختن مبني بر اينكه حضرت سقراط به خاطر اين حقيقت لامكذوب كه «آسمان آبي بوده و خون هم سرخ و پرسپوليس زلزله قرمز مي پوشد و استقلال جغجغه آبي»،در يكي از صبحهاي دل انگيز برفي سال نمي دونم چند قبل از ميلاد دايناسور و بعد از ميلاد اژدها، با خوردن شوكران به زندگي پر فضيلت و با عظمت خويش خاتمه داده و اين راه عظيم و پر از راز و رمز حقيقت جويي و حقيقت خواهي را به ساير اسلاف و نوابغ و نوادر ديگر سپرده و والسلام نامه تمام !!!









































آرزوی پاندا: عکس رنگی بندازه
آرزوی گوسفند: رو صندلی جلو وانت بشینه
آرزوی خر: نمی گم تا داغ دلت تازه نشه
بدان بنزین نداره سکته کرده
رو باك كاميونا كه ديدم زياد مينويسن : شكمو !!! يا بخور نوش جان !!! يا الهي كوفتت بشه
من ميروم............ ......... ......... ..تو هم بيا
زيبا رويان بي وفايند
داداش مرگ من يواش
بوق نزن ژيان............ ......... ..ميخورمت
دييوونتم رواني
در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم
در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم
به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم
خوشگلي بانمکي يک رخ زيبا داري
بي جهت نيست که در کنج دلم جا داري
کوه رنج مادر
سلطان غم پدر
عشق تو مرا چو سوزني زرين كرد
هركه مرا ديد تورا نفرين كرد
تو هم خوشگلي
بر چشم بد لعنت
خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسي باش که خواهان تو باشد
سر بشکند
دست بشکند
پا بشکند
دل نشکند
يادگار پدر
كوچولو كجا ميري ؟
مادران زيبا ترين آهنگه عشقند!
بيادگار نوشتم خطي به دلتنگي
به روزگار نديدم رفيق يكرنگي
به تو ديگر نتوان کرد سلام
به تو ديگر نتوان بست اميد
به تو ديگر نتوان انديشيد
که تو ديگر گل ناز همه اي.
يا ضامن اهو
امان ازاين هياهو
در اين درگه که گه گه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا ناي اگه.......
اي صوفي برو لقمه خود گاز بزن
کم پشت سر خلق خدا ساز بزن
بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
احتياط كن التماس نكن.
حسني به مكتب نميرفت باباش گذاشت كمك شوفري
بيمه دعاي مادر
ميروم سوي وطن
کسانيکه بد را پسنديده اند
ندانم ز خوبي چه بد ديده اند؟
" از پي شبهاي بي فردا دويدن "
يدالله فوق ايديهم
گذشته تلخ
آينده نامعلوم
راستي پشت يه ميني بوس نمره ابادان نوشته بود :
ولک قطار نديدي
الهي هر كي بخلوه ، چشاش بابا قوري بشه
كچل بشه ، قوزي بشه ، خمارو با فوري بشه
اينم پشت يه تراكتور نوشته بود :
كي به كيه ؟ منم پرايدم
بالاي در باك يه ميني بوس نوشته بود: بخور به حساب من!
عفت از ناموس مردم كن اگر با غيرتي
تا كنند عفت از ناموس تو با غيرتان
بوق نزنيد رانده خواب است
بر هذر باش كه ما هم از كوچه معشوقه تو مي گذريم
دست علي به همرات
دلم دادم بري باهاش حال كني
نكه بري جيگركي بازكني!!
بر دريچه قلبم نوشتم..ورود عشق ممنوع.
اما عشق دنده عقب وارد شد!
هلاكتم چلو كباب
در دست علم دارم
زرين قلم دارم
نزديک تو نيستم
از دور سلام دارم


















.jpg)

در دنیای ما هر جرم در فضا انحنا ایجاد می کند هر چه جرم جسم سنگین تر باشد این انحنا بیشتر خواهد بود. سیاهچاله های فضایی خاصیت خوبی دارند برخی دارای حجم صفر و جرم بی نهایت هستند!!! این ها انحنای بسیار زیادی در فضا ایجاد می کنند یعنی فرو رفتگی بسیار فوق العاده ای در اطراف خود و بنابراین هر جسمی که به آنها نزدیک می شود را به درون خود فرو می برند هر چه در اطراف آنها در حال عبور است را می بلعند و جرم آنها مرتبا افزایش پیدا می کند ولی حجم آنها ثابت.
ما نمی دانیم آنچه که بلعیده می شود کجا می رود نظریه ای وجود دارد که می گوید آنچه بلعیده می شود در جایی دیگری از جهان دوباره بوجود می آید و این نقش سیاهچاله هاست ولی عده ای می گویند سیاهچاله ها به یک دنیای دیگر وصل می شوند که کاملا با جهان ما متفاوت است و ما از آن کاملا بی خبریم و اصلا جزو جهان ما محسوب نمی شود و جهانی کاملا جدا از جهان ما ست ( در یکی از کتاب های علمی که در مورد پیش بینی ها و معجزات علمی قرآن بود خواندم به این مضمون که حضرت علی (ع) می فرمایند: مثل جهان ما چهل جهان دیگر با چهل خورشید و موجودات دیگر و ... وجود دارند که هر یک از دیگری بی خبر است و خدای متعال همه ی آنها را فرماندهی می کند)
و البته در مورد تشکیل سیاهچاله ها هم می گویند همان ستاره های معمولی هستند که پس از طی مراحل انبساط و انقباض های گرانشی و تبدیلات اتمی به شکل ستاره های خاموش در آمده اند (که در مورد خورشید ما هم (نظریه قابل قبول در میان دانشمندان) بیان شده که بعد از زمان بسیار طولانی به سبب نیروهای درونی و گرانشی شروع به انبساط خواهد کرد بطوریکه آنقدر بزرگ می شود که به زمین نیز حتی می رسد و سپس دوباره بر اثر همان نیروهای درونی شروع به تراکم می کند و حتی از اندازه قبلی خود هم کوچکتر شده و به شکل کوتوله ای بی نور درخواهد آمد ... اذ الشمس کورت و اذالنجوم انکدرت).
برخی هم گفته اند که سیاهچاله ها ما را به زمان قبل بر می گردانند و در این مورد حتی برخی دانشمندان به فکر ساختن ماشین زمان افتاده اند اما مشکل اساسی آن است که ماشین زمان به محض ورود به سیاهچاله ها تحت تاثیر گرانش فوق العاده زیاد حتی به ذرات بنیادی تبدیل شود! بهر حال سیاهچاله ها تمام آنچه را که از کنارشان عبور می کند را می بلعند و حتی نور را.
این مسئله جالب است که تمام اطلاعاتی را که ما از جهان و کهکشان ها و ستاره ها بدست می آوریم از طریق نور و تلسکوپ های ماست. در واقع ما هر گاه نوری را مشاهده می کنیم که مثلا ستاره ای متلاشی می شود می دانیم که متلاشی شدن آن بر اساس فاصله آن از زمین در میلیون ها سال قبل رخ داده و این متلاشی شدن بوسیله نور و امواج رادیویی که از آن ساطع شده با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه (سرعت نور) طی میلیون ها سال نوری به ما رسیده است. بنابراین هر گاه این نور در سیاهچاله ای فرو رود دیگر هیچگاه از آن بیرون نمی آید و هرگاه نور از فاصله کمی دورتر از سیاهچاله عبور می کنند کمی منحرف شده و وقتی به ما می رسد گاه ما در ردیابی آن دچار سرگردانی می شویم.
مسئله خم شدن نور در چندین سال قبل در وضعیت منحصر به فردی که خورشید با دیگر کرات منظومه شمسی رسید بررسی شد و این نظریه اثبات تجربی گردید(در این آزمایش نور در عبور از کنار خورشید که جرم زیادی دارد منحرف گشت) لذا هرگاه گرانش زیاد باشد نور می تواند خم شود این نکته را می توان تجربه نمود مثلا وقتی آسانسوری با سرعت فوق العاده تند شونده به بالا می رود و میدان گرانشی آسانسور افزایش پیدا می کند(در این حالت شخص درون آسانسور فکر می کند که خیلی خیلی سنگین شده است) امتحان نمود که در صورتیکه نور چراغ قوه را به طرف روبرویتان بگیرید می بینید که در اثر جاذبه اندکی منحرف شده است که البته این آزمایش تقریبا عملی نیست چون آسانسور های ما با سرعت مافوق نور بالا یا پایین می روند!!
نمونه عملی تر آن وقتی است که شاتلی به فضا پرتاب می شود که در زمان پرتاب شدن شاتل به سمت خارج از جو زمین ( افزایش شتاب موشک) جاذبه فوق العاده زیاد می شود و سر نشینان شاتل فضایی احساس می کنند که خیلی خیلی سنگین شده اند!



































































.jpg)















