تبليغاتX
gloom


gloom

هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

اعضای تیم منتخب قزوین:

الیور کان ، کان ناوارو ، کاندلا ، بیشکان ، اوکان ، کان بی یاسو ، کانتونا ، کانجیچ ، کانو ، کانیزارس ، کانیگی

به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی؟ میگه شاید یه شب مهمون اومد خونمون!!!!!

ترکه می خواسته آمپول بزنه پرستار بهش میگه: بکش پایین

ترکه میگه :من دفعه اولمه خانم اگه میشه شما اول بکشین پایین!!!!!!!!

 

قزویینیا این آهنگو تو عروسیشون میزارن:عزیزم بگو برمیگردی!!!

 

نرخ بیلیارد در قزوین:  بازی کردن ساعتی 1500 تومان

نگاه کردن ساعتی 3500 تومان

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟ چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

دوست دختر بسیجیه براش بوس میفرسته بسیجیه جاخالی میده.

مهم نیست که با چه تیپ و لباس و ماشینی می آیی ، فقط بیا....... بیا و آشغال ها را از جلوی در ببر که خیلی بو میده

زن رشتی میاد تهران ، حامله بر میگرده ، شوهرش اسم بچش را میزاره هدیه تهرانی

پاشو برو عکستو بردار بیار ، دارم ورق بازی میکنم ، تک دلم گم شده

هر وقت حس کردی همه در ها به رویت بسته شده و دلت پر از غم ، دستتو تا جایی که میتونی رو به آسمون بلند کن و با همه توانت بزن تو سرت!!!!!

سیگار با اینکه میدونه آخرش لهش میکنی تا آخر باهات میمونه

خیلی بی فرهنگی و بیشعوری در جامعه امروز  بیداد میکنه !!!!!!

دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين و بميرم

مي دوني اگه تو يه جيبت 80 هزار تومن و تو جيب ديگت يه چك پول باشه چي مي شه؟؟؟بابات داد مي زنه ميگه:پدر سوخته !! چرا شلوار منو پوشيدي؟؟؟؟؟!

به يه تركه ميگن:وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ  چي شد؟ مي گه: يه سازماني تشكيل شد به نام يونس كو!!!!

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

سگ ربات جايگزين خوبي براي MP3 Player و PDA

شرکت سوني نوعي ربات جديد با ساختار و عملکرد ويژه و با نام AIBO ERS7 به بازار عرضه کرده است. اين ربات که به شکل سگ است با رنگ مشکي براق قابل شناسايي است.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از جام جم،
AIBO با استفاده از فناوري بي سيم (wi-fi) ، بسيار مناسب براي شنيدن راديو اينترنتي است. همچنين جايگزين خوبي براي MP3 Player ها و يا (PDA دستيار شخصي ديجيتال) است. به کمک اين سيستم مجهز ، فعال کردن ويدئو، شناخت فرمتهاي جديد و حتي خواندن يادداشت روزانه شخصي نيز امکان پذير است. کاربر مي تواند براي سگ ربات E-mail بزند و از او درخواست عکسي روي تلفن همراهش کند.
البته بايد از قبل شماره تلفن همراه خود را به سگ محترم داده باشد.
AIBO مي تواند قرار ملاقات ها و کليه مواردي که بايد در طول روز به خاطر بسپاريد را به شما يادآوري کند. همچنين با اتصال اين سيستم به رايانه هاي شخصي مي توان يک يادداشت روزانه مرتب ترتيب داد. AIBO به عنوان يک سگ نگهبان در نبود مالک خانه ، هر صدايي را که مي شوند و هر تصويري را که مي بيند ضبط مي کند.
از جمله ديگر امکاناتي که اين ربات دارد اين است که شما مي توانيد از طريق رايانه شخصي تان آن را هدايت کنيد و چيزهايي را که او مي شنود يا مي بيند دريافت کنيد. به عنوان مثال شما مي توانيد هنگامي که جلوي رايانه تان نشسته ايد، متوجه شويد که در بقيه نقاط منزلتان چه مي گذرد، حتي قادر است ميل هايتان را چک کرده و برايتان ميل بفرستد.
اين ربات تامدتي با هوش است و از طرق مختلف با شما تماس برقرار مي کند. مثلا او قادر است از طريق چهره ، صورت ، حس لامسه و دريافت اصوات ، جايگاه خود را ترک کرده و به دستورات شما رسيدگي کند. همچنين قادر است باتري هاي خود را شارژ کند. او مي تواند صدا و چهره صاحب خود را شناسايي و به دستور او اعمال آکروباتيک و توپ بازي کند. اين سگ باهوش قادر است در مدت 2تا 3دقيقه کليه حرکات اشخاص را ضبط کند و به تقليد از آنها بپردازد.
AIBO کليه دستوراتي را که به صورت شفاهي و به زبان انگليسي دريافت مي کند ، اجرا کرده و به کمک کارت گرافيکي هاي کوچکي که دارد ، کليه داده هاي بصري را نيز دريافت مي کند. گفتني است اين ربات شگفت انگيز قادر است کليه حالات را درک کند ، به طوري که ، شاد ، غمگين و يا هيجان زده مي شود. اين ربات از راه دور کنترل مي شود و از حافظه 32 مگابايتي برخوردار است و 2000 يورو قيمت دارد

 

حمله هکرها به سيستم مرکزي انگليس

بخش اعظم سيستم هاي دولتي در انگلستان مورد هجوم هکرهاي ناشناس قرار گرفته شده است. طبق سخنان مسوول مرکز سازمان امنيتي هماهنگي انگلستان (NISCC)اين افراد هکرهاي معمولي نيستند که در اتاق خوابهايشان نشسته باشند وکامپيوتر مردم را به خاطر دسترسي به شماره حسابهايشان هک نمايند بلکه يک گروه سازمان يافته بسيار وسيع هستند که بوسيله اي ميلها وارد سيستم هاي دولتي مي شوند.
سخنگوي دولت گفت تاکنون فقط سيستم هاي دولتي اعم از اطلاعات امنيت کشور، اطلاعات بخشهاي پزشکي و بهداشتي ، سازمان حمل و نقل و ديگر قسمتهاي مهم و حياتي دولت مورد حمله قرار گرفته شده است ولي هنوز خطر بخش هاي خصوصي را نيز تهديد ميکند.
اين هکرها با استفاده از برنامه هاي ويروسي تغيير شکل يافته (
Trojan horse) وارد سيستم قربانيان خود مي شوند، به اين صورت که يک برنامه رايانه اي جديد و قابل اجرا را از طرف شرکتهاي مورد اطمينان به بخشهاي مختلف دولتي E.mail مي زنند تا گيرنده ها در نهايت E.mail ها را باز کنند ، در انتها با ريختن برنامه پيشنهاد شده ، وارد سيستم آنها مي شوند و کنترل همه برنامه ها را به دست مي گيرند البته اگر حتي اين برنامه ها را گيرنده ها اجرا نکنند و فقط E.mail خود را باز نمايند ، يا اينکه به سايتهاي معرفي شده توسط اين افراد بروند ، هکرها قادر به ورود به سيستم آنها هستند.
طبق گفته هاي سازمان امنيتي انگليس هنوز مشخص نيست چه نوع اطلاعاتي به سرقت رفته است و اين افراد به دنبال چه هستند و به علت سطح سازمان دهي گسترده شناسايي آنها بسيار مشکل است تنها يافته هاي دولت اين است که هکرها از آسياي شرقي کارهاي خود را دنبال مي کنند.

مي خوام يه سايت خوب كه همه چي مي شه توش پيدا كرد رو بهتون معرفي كنم : http://www.parsipic.com

چند خبر كوتاه :

کمپانی مایکروسافت فاش کرد که کاربران ویندوز ویستا که از بسته نرم افزاری Office 2007 بهره می برند موفق به دریافت فایل های بروزرسان نمی شوند. "Mark Griesi" مدیر برنامه های تیم پاسخگویی مایکروسافت میگوید:" در وضعیت های بخصوصی ممکن است که سیستم یابنده بروزرسانی ها در ارائه فایل های اصلاحیه ناتوان عمل کند و یا نصب آنها با مشکل مواجه شود."

سامسونگ با عرضه‌ي گوشي‌هاي تلفن همراه مدل جديد خود كه ويژه‌ي بازي‌هاي المپيك 2008 طراحي شده‌اند، فعاليت خود را براي اين رويداد ورزشي آغاز كرد. يكي از اين گوشي‌ها ويژه‌ي كميته‌ي سازمان دهنده‌ي پكن براي بازي‌هاي المپيك طراحي شده و دو گوشي ديگر به نمايش درآمده با همكاري اپراتور تلفن همراه چاينا موبايل عرضه خواهند شد.

محققان ژاپني سيستمي ‌را طراحي كرده‌اند كه به ربات‌ها اجازه مي‌دهد مهارت‌هاي ارتباطي و مدل‌هاي محاوره‌يي ياد بگيرند. اين محققان سيستم مذكور را اولين سيستم جهان توصيف كرده‌اند كه به ربات‌ها امكان مي‌دهد فراتر از يادگيري برخي اسم‌ها عمل كرده و حتي جملات را درك كنند.

پایگاه اینترنتی یوتوب بتازگی خبر از ارائه نسخه های متفاوت محلی برای کشورهای مختلف را اعلام کرد. این سایت تاکنون 9 نگارش مخصوص کشورهایی چون : برزیل، فرانسه، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، هلند، لهستان، اسپانیا و بریتانیا ساخته است.هر نسخه محلی به زبان اصلی آن کشور برگردانده شده است و ویدیو ها، امتیازات و نظرات محلی آن کشور برای بازدیدکنندگان نمایش داده خواهد شد.

موتور جست و جوی گوگل، فناوری شرکت کوچک Zenter را به هدف آماده سازی هرچه بهتر نرم افزار تحت وب ارائه مطلب خریداری کرده است. دیروز گوگل این خبر را در وبلاگ رسمی خود اعلام کرد و اکنون در صفحه نخست سایت Zenter نیز اعلام فروخته شدن این شرکت به چشم میخورد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

همسر نمونه ؟؟

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند ...
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند ,
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع
به صحبت مي كند :
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش
مي دهند !

مرد: بله بفرماييد ...
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم.
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك
ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر .
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم
ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه
فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته
باشم ...
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار!!!
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه
همه چيزش رو به راهه !!!
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه
پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن
950000 دلاره !!!
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش !
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم .
مرد:خداحافظعزیزم...

مرد گوشي را قطع ميكند . مرد هاي ديگر با تعجبمات و
مبهوت به او خيره ميشوند!!!

بعد مرد مي پرسد: ببخشید اين گوشي مالكيه؟!!!

جلسه ی خواستگاري...

جلسه ی خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟


! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشي

مردها مثل چی هستند؟؟؟؟

مردها مثل «مخلوط كن» هستند:
در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد.

مردها مثل «آگهي بازرگاني» هستند:
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد.

مردها مثل «كامپيوتر» هستند:
كاربري‌شان سخت است و هرگز حافظه‌اي قوي ندارند.

مردها مثل «سيمان» هستند:
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني.

مردها مثل «طالع بيني مجلات» هستند:
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي‌گويند.

مردها مثل «جاي پارك» هستند:
خوب‌هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده‌اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

مردها مثل «پاپ كورن» (ذرت بو داده) هستند:
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي‌گيرند.

مردها مثل «باران بهاري» هستند:
هيچوقت نميدانيد كي مي‌آيند، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود.

مردها مثل «پيكان دست دوم» هستند:
ارزان هستند و غير قابل اطمينان.

مردها مثل «موز» هستند:
هرچه پيرتر ميشوند وارفته‌تر ميشوند

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

در پي استقبال فراوان از سيم کارت ايرانسل ، سيم کارت ايران وبا ، ايران ايدز ، ايران کزاز ، ايران سرماخوردگي و ... نيز ارائه مي شود منتظر اطلاعيه هاي بعدي باشيد  

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

 الان داره بارون مياد دلم يه كم گرفته! شايد به خاطر اين آهنگاي غمگين و قشنگ سياوش قميشيه ؟! راستش من تصميم گرفتم از چند وقت ديگه نمازم رو هم بخونم و بشم يه دختر خوب تازه ناخونام رو هم مي خوام واسه كلاس رباتيك كوتاه كنم .چون با اين ناخوناي بلند نمي شه كار كرد .

من يه جا خوندم كه نوشته بود: زن كامل بهتر از مرد كامله ! ولي تعداد زن كامل خيلي كمتر از مرد كامله . من مي خوام يه زن كامل باشم .نمي دونم مي تونم يا نه .

اي كاش مي شد يه مدتي از شر اين كلاسا راحت شد ! تا تابستون شروع شد اونام خودشونو انداختن وسط .نذاشتن معني تعطيليو درك كنيم! اي كاش حداقل يه هفته بيكار بودم تا مي تونستم بشينم يه كم بخونم .نمي دونين من الان چقدر تشنه ي خوندنم . البته چيزاييو كه دوس دارم ! ولي وقت نمي شه هر كدوم با اينكه با خط ريز نوشتن 600-700 صفحن .من اول مي خوام سينوحه و تفسير خواب فرويد و تموم كنم بعدم برم سر  سياه چاله و ضد ماده و ... البته اينا رو بايد به اينگليسي سرچ كنم چون منابع فارسيش كمه .خيلي كم!

راستي مي خواسم از سفر بگم .مي دونستين كه تو مالزي مسلموناش چه طوري ميرن مكه؟؟؟ همه ي همسايه ها پول ميزارن و به نوبت ميرن مكه و اوني هم كه ميره مكه مجبور نيس 10 برابر وزنش سوغاتي بياره واسه همه همسايه ها نفري يه تسبيح مياره! راستش بعضي از رسمامون خيلي بده ها ! مثلا" اين ماهي عيدي كه رسم شده هر سال ميگريم زندوني مي كنيم و آخرش مي كشيمش : اين رو از چينيا تقليد كرديم تازه دست و پا شكسته .اونا ماهي ها رو ميگيرن و دوباره به نشوني آزادي و .. تو رود خونه رهاش مي كنن نه مثه ما...

دوستون دارم ...

فعلا" بــــــــــــــــــاي

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

I LOVE U GOOFY

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

افلاطون می گه:  اگه با دلت چيزی يا کسی رو دوست داری زياد جدی نگيرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چيزی رو تجربه می کنی که اسمش عشقه

love

lovee

my love

love,,,

f

 

v

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 اگه کسی بهت گفت دوست دارم فدات شم میمیرم برات تمام زندگیمی زود باور نکن امتحانش کن بگو کارت سوختتو میدی به من

دوست دارم قد یه بشکه بنزین خاطر خواهتم قد یه پمپ بنزین روز تولد تو بهترینمو بهت میدم یه کارت بنزین

 

راستی مامان بزرگ فردا از مکه  میاد

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

http://alishear.blogfa.com/post-243.aspx

نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

به نام خدا

من ديروز كتاب هاي سينوحه و تفسير خواب زيگموند فرويد رو خريـــــــــــــــــــــدم!

هيچ چيز تو دنيا منو به اندازه كتابام خوشحال مني كنه . باورتون نمي شه با اينكه اگه كتاب خونمو ببينين ميگين اه چقدر كتاب داره .اما من هنوز از كتاب سير نشدم من با اين كه هنوز چند تا از كتابامو نخوندم  اما وقتي  مي رم كتاب فروشي مامانم منو به زور مي كشه بيرون .اين قدر از خريدن كتابام ذوق مي كنم كه يه بچه 4 ساله از عروسكاش ذوق مي كنه! از كادوِ كتابم خيلي خوشم مياد .ولي نه هر كتابي ! من فقط از كتاباي خاصي خوشم مياد و اكثر كتابامم بايد خودم انتخاب كنم  و از كتاباي عشقولانه آشپزي راه حل موفقيت و .. هم اصلا" خوشم نمياد و از كتاباي فلسفي روانشناسي نجوم فيزيك رياضي هم خيلي خوشم مياد ..

راستش يكي از آرزو هام اينه كه وقتي برزگ شدم يه خونه واسه خودم درست كنم كه تمام ديواراش قفسه هاي كتابخونم باشه  و پر از كتاب  با يه نردبون متحرك كه  بشه باهاش تمام  ديواراي كتاب خونه رو پيمود  بايد رو نرده بونشم يه صندلي داشته باشه كه همون جا بشينم و حالا نخون و كي بخون!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

تقدیم به همه خانوما و مامانا مخصوصا" مامان جون خودم

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

به نام خدا

امروز رمان ياسمين نوشته ي م . مودب پور   رو هم تموم كردم .

من نمي دونم چرا اين نويسنده فقط بلده چيزاي غم انگيز بنويسه؟؟؟! اعصاب برام نمونده! وقتي سرمو از رو كتاب برداشتم چشام هر كدوم 1 متر پف كرده بود و اومده بود جلو از بس گريه كردم .البته اولش زياد بد نبود اين 100 صفحه ي آخر واقعا" گريمو در آورد. ( رمان ركسانا رو هم كه همين نويسنده نوشته ، اونم دست كمي از اين نداره اونم حسابي گريمو در آورد) . وسطاي رمان هي دعا مي كردم اين قصه اين طوري تموم نشه .چند دفعه هم مي خواسم بقيشو نخونم چون حدس مي زدم آخرش غمناك باشه. آخه اين نويسنده ها چه طور دلشون مياد داستانو اين طور تموم كنن؟؟ من كه يكي دو ساعت بعد از تموم شدن داستانم حالم بد بود و هر لحظه نزديك بود بغضم بشكنه و اشكام سرازير شه. من ديگه رمان نمي خونم!!!

اااااااااااااااااااااااااه ! اين رمان واقعا" فكرمو مشغول كرد (من پارسال شايد بيش از 20 تا رمان رو تو تابستون خوندم اما يادم نمياد هيچ كدوم اين قددر فكرمو مشغول كرده باشن !يعني زندگي اين قدر بايد بد باشه؟؟ كه اين همه قصه ي بد وجود داره؟ شايد زندگي اين طويه كه هر كسي به سهم خودش بايد رنج تحمل كنه بعد بميره !نمي دونم شما فيلم راز رو كه كانال 4 چند وقت پيش نشون داد رو ديدين يا نه! اما فيلم جالبي بود كه ياد مي داد بهمون كه خوشبختي رو احساس كنيم .در كل فيلم اميد دهنده اي بود اميد به زندگي و خلاصه همه چي .ولي من وقتي اين داستانا رو مي خونم نمي فهمم بعضيا چرا از راه درست بيچاره مي شن؟ خوب ديگه .ببين چه طور بازيچه دست يه نويسنده شدم؟ ولي خوب منو به فكر وا داشت!فعلا" سعي مي كنم بهش فكر نكنم!  چند تا آهنگ غمگين گوش كردم و آروم شدم اما بعدش كلي آهنگ شاد گوش كردم روحيم عوض شه ولي هي لحظه هاي تلخ داستان مياد تو ذهنم  

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

به نام خدا

امروز اولين جلسه ي تابستوني كلاس روباتيك مدرسمون بود .واقعا" خوشحالم كه شروع شده . امروز تو مدرسه خيلي خوش گذشت .كلي با بچه ها شعر خونديم بازي كرديم و البته ضايع شديم ! ولي در كل روز خوبي بود .من وقتي حدوداي 1 و نيم رسيدم خونه غذا خوردم و خوابيدم و يه ربع 9 بيدار شدم(چشام پف كرده بود از بس خوابيدم .البته خوابم هم خيلي طولاني بود .واسه خودش فيلم سينمايي بود . خواب ديدم من و استاد رباتيكمون با هم داريم تو يه شركت كار مي كنيم و همكاريم البته يادم نيس كه تو خواب چن سالم بود؟ نميدونم من چرا همش خواباي عجيب غريب مي بينم !)

فرويد ميگه بخش كوچيكي از ذهن ما رو ضمير خود آگاه (كه اونو كوه يخي ناميد كه نوك اون سر از آب برآورده ) و در زير آب ( زير سطح خودآگاهي) ضمير ناخود آگاه يا نيمه هوشيار قرار گرفته .ما هميشه هوشيارانه كليه ي تجربه هاي خود را در دسترس نداريم فرويد همه ي چيز هايي رو كه ما انديشه يا تجربه كرديم و مي تونيم به ياد بياريم پيش آگاهي خوند و اصطلاح ناخودآگاه رو براي چيز هايي كه كوشيديم  فراموش كنيم چون ناخوشايند يا ناپسند يا ناگوار بوده  . هر وقت هم كه ميل يا هوسي داريم كه ضمير خودآگاه ما نمي پذيرد فراخود ما اون رو به پستوي شعور ميفرسته  و پنهان مي كنه.  فرويد مي گه خواب هاي ما اتفاقي نيست و ضمير ناخوآگاه ما سعي دارد از راه خواب و رويا با ضمير آگاه ما رابطه برقرار كنه.فرويد مي گه روياهاي ما  همه تحقق آرزوهاي ماست . مي گفت اين موضوع به روشني در مورد كودكان معلومه . اونا خواب بستني و آلبالو و گيلاس مي بينن . ولي تو بزرگترا آرزو هايي كه تو خواب بر آورده مي شه اين چنين عيان نيست علتشم اونه كه ما تو هم هر چي رو بر خود روا نمي داريم اونو سانسور مي كنيم  . .فرويد ميگه خوابا بايد تعبير شه ( ممثلا" مرد جووني خواب مي بينه كه 2 تا بادكنك از دوختر

عموش مي گيره .تعبير اين خواب اينه كه اون دوختر عموشو دوس داره و 2 تا بادكنك هم سينه هاي دخترن!  اين نشون مي ده كه اين آقا از آرزوي خودش شرمنده هم هست ) فرويد معتقده كه رويا تحقق آرزو هاي سركوب شده در لباس مبدله.بقيش رو ديگه نميگم و خستتون نمي كنم اينم يه طنز نسبتا" جديد :

فيلمهاي در حال اکران :

به خاطر 1 ليتر بنزين

 من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم

 رستگا قبل از ساعت 12 امشب

 رايحه خوش بنزين

 ب مثل بنزين

علي بنزيني

 بنزيني ها

 بازي بنزين

 مرد بنزيني

 پسر بنزين فروش

 دو کارت با يک بنزين

 بنزين فصل

 مي خواهم بنزين بزنم!

 ديشب بنزين زدم آيدا

 سفر به پمپ بنزين

بازگشت بنزين

 از ميدون تا پمپ بنزين

 دزدان بنزين

مهريه جديد :1386 ليتر بنزين

 

عاقد خطاب به عروس:آيا وکيلم شما را با مهريه هزار ليتر بنزين و چهار عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بياورم؟ . . . عروس رفته ماشينش رو گازسوز کنه(SH)

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

robot

r

نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

من ديروز كتاب راز فال ورق نوشته ي يوستين گردر ترجمه ي عباس مخبر  رو تموم كردم . اگه پست هاي قبلي رو خونده باشين؛ مي دونين كه قبلا" كتاب دنياي سوفي ِ يوستين گردر رو هم خوندم .البته نا گفته نمونه كه دنياي سوفي يه چيز ديگه بود اما اين هم واقعا" جالب بود البته تعداد صفحاتشم كمتر از دنياي سوفي بود فقط 386 صفحه بود .الان هم مشغول خوندن رمان ركسانا نوشته ي م.مودب پور هستم الان صفحه ي 374 هستم رمان با مزه ايه مي خوام امشب تمومش كنم . البته اگه كاراي كلاساي فردا صبحم بزاره ! رمان بعدي كه مي خوام بخونم ياسمينِ .اونم همين نويسنده نوشته .

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

 

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 1:12 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

یک سایت واقعا" باحال از روانشناسی .دارای تست های روانشناسیه باحال:

http://www.ravanyar.com/FunnyTests/personality/default.asp

نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 8:51 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

به نام خدا

يه شنبه بعد از ظهر وقتي داشتم از كلاس خوشنويسي بر مي گشتم خونه با مامان داشتيم از بازار رد مي شديم كه 2 تا خانم  كه پشتشونم 2 تا آقا داشتن مي اومدن بهم گير دادن كه مانتوم خيلي كوتاهه ! من در اينجا 2 شانس بزرگي كه اوردم  اينا بودن  كه اولا" با مامان بودم دوما" اينكه مقنعه سرم بود .وگرنه منو برده بودن بابا مانتوي من چه ايرادي داشت؟ اصلا" اين بازيا چيه در اوردن؟؟؟؟

 

روزي دانشمندا داشتن با هم قايم موشک بازي مي کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته! وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک! نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم: مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم! بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال

نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

 

1. متال راهی است برای اعلام اعتراض.

اعتراض به چه چیز؟

اعتراض به اینکه چرا من به دنیایی که به آن تعلقی ندارم فراخوانده شده ام!

آیا اعتراض گناه است؟

چرا در جلوی من دو راه قرار گرفته، چرا باید خوب باشم و یا بد باشم؟

چرا باید یکی را انتخاب کنم و آیا اصلا من حق انتخاب دارم؟

انسان بدی باشم و خودم را به کارهای دنیوی و مادیات مشغول کنم و در آخرسر بعد از مرگم به جهنم بروم یا اینکه خوب باشم و تمام عمرم را به عبادت و پرهیزکاری بپردازم تا عمرم به انتها برسد و به بهشت بروم؟

آیا من حق اعتراض ندارم؟

من در این دنیای مه آلود گم شده ام، راه را به من نشان بده.

درد!!! آه، من از خاک آفریده نشده ام که به آن بازگردم، من جزئی از دردم و به آن باز خواهم گشت

2.متال راهی است برای شناخت وجود خود.

آری اگر متال را از درون احساس کنید به شناخت درون خود می رسید و هرگز آن را رها نمی کنید و اگر وارد دنیای تاریک بلک متال شوید به احساس تاریکی و سکوت ابدی قبر دست می یابید

قبر! آیا هرگز به تاریکی و سکوت قبر فکر کرده اید؟

آیا لحظه ای خود را در آن دیده اید؟

3. متال راهی است برای رها شدن از همه چیز.

و اگر وارد دنیای دووم متال شوید وارد دنیای غم شده اید و خستگی سرگردان بودن میان خوبی و بدی را احساس می کنید و آنگاه است که از همه چیز دور می شوید و در گوشه ای خودتان را از مادیات رها می کنید . (فریاد متال)

موسيقي متال :

موسيقي متال زاده اعتراض است . اعتراض به مسائلي که شايد در تاريکي سايه ها محو شده اند وبعضي از آنها ديگر آنقدر عادي شده اند که شايد خود ما نيز کوچکترين توجهي نسبت به اون نداريم!موسيقي متال موسيقي فرياد است! و در عين حال آرامش خاص پس از فرياد را در ذهن شنونده ايجاد ميکند . تمام ماها وقتي از موضوعي عصباني ميشيم و اين خشم و عصبانيت ما به حد بالايي ميرسه عصبانيت خودمون رو با قرياد نشون ميديم خيلي ها ميگن که اين داد و بيدادهاي بي موردي که در اين نوع موسيقي وجود داره همه براي يه سري تخليه هاي رواني هستش و داد و فريادهايي بي مورد هستند! ولي واقعا وقتي مادري معتاد بچه ناقصي رو به دنيا مياره که حق زندگي رو از اون ميگيره! و يا در برابر مسئله اي مثل جنگ! و کشتار دسته جمعي انسانها و يا در برابر صنعتي شدن بي حد و مرز جوامع و از بين بردن طبيعت و درختاني که در صورت نبودشان نابوديمان حتمي خواهد بود ! آيا ميتوان وقتي اين مسائل رو مطرح ميکنيم لبخند بزنيم و فريادمان را در درون حبس کنيم و با ملايمت بر خورد کنيم! در واقع اين نوع سبک اعتراض سازهايي هم ميطلبه که اين اعتراض رو تکميل کنند . صداي گيتار برقي با افکتهاي خاصي که استفاده ميکنند در واقع بهترين گزينه براي اين نوع سبک هستش همراه با صداي کوبنده و محکم درامز ! که بيس اونو تکميل ميکنه و هماهنگي خاصي که بين بيس و درامز در بعضي از آهنگها وجود داره واقعا حس جالبي رو در شنونده ايجاد ميکنه و کلا صداي بيس نوعي حالت رمزآلود رو در اين سبک ايجاد ميکنه .

سازهاي مورد استفاده در سبک متال :

در متال اصيل و پايه از 3 ساز گيتار الکتريک و بيس و درامز استفاده ميشه که باز در گروههاي اصيل 2 نفر هستند که گيتار الکتريک ميزنن که يکي زدن ريتم و ديگري ليد رو بر عهده داره . (ريتم مجموعه اي از چند ريف (Riff) هستش که در زير گيتار ليد نواخته ميشه و اکثرا 2-3 ريف هست که تکرار ميشه ريف هم خودش ميتونه مجموعه اي از Palm Mute هايي باشه ( پالم ميوت تکنيک خاصي هستش که در سبک متال کاربرد بسياري داره که دست راست که پيک يا مضراب رو ميگيره روي قسمتي از انتهاي بدنه گيتار جايي که سيمها وارد بدنه گيتار ميشن ( Bridge ) قرار ميگيره و بعد پيک روي سيمها زده ميشه که صداي سيمها خفه شده و صداي جالبي رو ايجاد ميکنه ) و يا ريف ميتونه مجموعه اي از کوردهايي باشه که به صورت متناوب اجرا ميشن که بسته به گرايش خاص موسيقي متال متفاوت هستند . ولي در کل وجود پالم ميوت در بخش ريتم بسيار حائز اهميت هستش . ) ( ليد مجموعه اي از ملوديها و ليکهايي (Lick) هستش که روي گيتار ريتم نواخته ميشه و گيتار ليد کار تکنوازي و نواختن سولو رو بر عهده داره . ليک هم مجموعه اي از تنهايي هست که طبق قانون خاصي اجرا ميشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنيده ميشن هر گيتاريستي از ليکهاي خاصي استفاده ميکنه که حالتي سليقه اي داره و ميشه گفت از روي ملودي ها و ليکهايي که گيتاريست از اونها استفاده ميکنه ميشه لهجه يک گيتاريست رو مشخص کرد ) گيتار بيس که حالت متداولش در سبک متال سازي هستش که از 4 سيم تشکيل شده ولي خوب بيس 5 سيم 6 سيم 8 سيم و ... هم وجود دارند . در حالت استفاده درست از بيس فضاهاي خالي در موسيقي متال رو با بداهه نوازي خوب و قوي که از نوازنده بيس شنيده ميشه پر ميکنه ولي در اکثر گروهها هم هست که بيس همون نتهاي گيتار ريتم رو ميزنه با تفاوتي جزئي که ميشه ايجاد اين تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسياري جاها بيس با درامز هماهنگ ميشه . درامز هم که از تيکه هاي متفاوتي تشکيل شده در حالت متداول سبک متال 3-4 Tom يک Snare و 2 تا بيس درام به همراه چندين سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چي بيشتر باشند مشخصا تنوع براي ساخت لاين درامز بيشتر ميشه و دست درامر بازتر ميشه انواع سنجهايي که متداول هستند و صداي اونها رو در آهنگهاي متال ميشنويم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صداي "هاي هت" اگه باز باشه و يا بسته باشه متفاوته و صداي رايد هم اگه روي قسمت Bell زده بشه و يا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکيبي از اين چند ساز موسيقي متال رو با اين همه تنوع ايجاد کرده .
در موسيقي متال براي تغيير صداي گيتار از افکت هاي زيادي استفاده ميکنند . انواع صداهاي
Distortion (نوعي افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهايي از قبيل Flanger و Chorus و ... ترکيب ميشن و يا صداهاي Clean هستند که باز ميتونن به صورت تنظيمات مختلفي مورد استفاده قرار بگيرند . گيتار ليد باز از انواع پدالهاي Wah استفاده ميکنه که در صدا تغييرات خاص و جالبي ايجاد ميکنند .

گرايشهاي مختلف سبک متال :

سبک متال داراي گرايشهاي مختلفي هستش که به نحوي در اون گرايش خاص يا صداي خواننده ( وکالز ) فرق ميکنه و يا نوع نواختن همون 3 ساز اصلي و يا سازهاي ديگه اي به اين 3 ساز اضافه ميشن . اين عوامل و بعضي از عوامل ديگه که ميتونن محتواي متنهاي گروهها هم باشه باعث ميشه که گرايشهاي مختلفي از سبک متال زاده بشن! انواع مختلفي از قبيل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal,Thrash metal و ..... رو ميتونيم گرايشهاي مختلف سبک متال دونست که باز خود اين گرايشها نيز تقسيم بندي ميشن .

ساختار آهنگهاي متال :

اصولا آهنگهاي اين سبک از قسمتهاي مختلفي تشکيل شدند که اين ساختار ميتونه تغيير پذير باشه ولي در حال کلي يک آهنگ در سبک متال بايد از قسمتهاي زير تشکيل شده باشه :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز اين قسمتها اضافه و يا کم ميشن . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار ميگيره و قسمتي هستش که وکالز همراه گيتار ريتم اجرا ميشه و متن نسبتا طولاني تري نسبت به Chorus رو به همراه داره . قسمت Chorus قسمتي هستش که اکثرا بعد از شنيدن اهنگ در ذهن ميمونه و اين تو ذهن بودن از معيارهاي Chorus هستش شايد دليلش اين باشه که ملودي خاصي داره و چندين بار هم تا آخر آهنگ تکرار ميشه اکثرا اسامي آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار ميشن . قسمت سولو هم قسمتي از آهنگ هستش که گيتار ليد هنرنمايي ميکنه و ميشه گفت از جذابيت موسيقي متال سولوهاي خوبي هست که در اين سبک وجود داره ...

براي اطلاعات كامل تر راجع به متال به سايت هاي مراجعه كنين:

 http://metalista.blogfa.com

http://www.666-blackeagle.blogfa.com/8408.aspx

نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

امروز مامان بزرگم رفت اون الان اونجاست من امروز گريه نكردم براش و يه حس خوبي داشتم .خدا كنه يه روز نصيب ما عاشقا هم بشه . امروز تو تلويزيون ارتباط تلفني با يكي تو مكه برقرار كرده بودن .اون آقاهه مي گفت من با اينكه تازه رسيدم چن تا از آرزو  هام بر آورده شده .من بعدش نشستم فكر كردم كه جدا" من واسه چي دوس دارم برم مكه؟؟؟! من كه واسه آرزوم نمي خوام برم من فقط مي خوام برم تا فقط خدا رو درك كنم . تا خودمو بشناسم .ببينم من كيم؟كجاي اين دنيام و واسه چي آفريده شدم؟چه هدفي دارم؟اصلا" خدامو مي شناسم؟و كلي از اين جور سوالاي فلسفي كه سرتونو درد نميارم . تو پست بعدي واستون يه تعريفي از متال مي زارم .من خودم عشق متال نيستم (بدم هم نمياد) اما يكي از عزيز ترين دوستام عاشق متاليكاست

نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

                                         به نام خدا

فردا صبح مامان بزرگم مي خواد بره مكه .خوش به حالش ! واي خدا جون چه قدر دلم مي خواست منم باهاش مي رفتم.

 

مامانم ميگه تو كه نه نماز مي خوني و نه هيچي  چه طور دوس داري بري مكه؟ بايد نماز بخوني روزه بگيري و ... .

 

 اما من ايمان دارم بهش .مي دونم كه وجود داره دوسش دارم .اينا كافي نيست؟ امروز خونه مامان بزرگم با اينكه

 

 تا حالا پيش خيليا كه داشتن ميرفتن مكه رفتم ، يه حال ديگه داشتم  با اينكه اونجا همه آش مي خوردن و هيچكي

 

 گريه نمي كرد اما من يه جورايي بودم نمي دونستم مامان بزرگ چه حالي داره آخه اون داشت پيش معبودش  مي رفت .

 

خيلي دوس داشتم جاي اون بودم .راستش خيلي خودم رو كنترل كردم كه اشكام نيان پايين .اما بازم آخر وقتي داشتم

 

 بهش مي گفتم دعا كن كه منم برم پيشش ، اشكام بدون اجازه سرازير شدن . هم مامانم و هم دختر خالم تعجب كردن .

 

 من مي خواسم داد بزنم بهشون بگم :مگه چيه؟من مگه آدم نيستم ؟من دوس دارم برم مكه ! من دوس دارم

 

گريه كنم ! هيچ كي دركم نمي كنه! اما فقط مجبور بودم اشكامو پاك كنم و مواظب باشم ديگه بدون اجازه نيان پايين !

 

اما خيلي دوس داشتم گريه كنم .....

 

واي چه طور فردا خودمو كنترل كنم ؟ آخه منم مي خوام برم!

 

 

خوش به حال داييم مامان بزرگم و اونايي كه فردا مي رسن اونجا ! اونجايي كه همه فقط يه چي ميگن اونم حمد و تسبيح خداشونه    !  

 

 

خدايا مي خوام كه بخواي من و اونايي كه مثه من عاشقتن هر چه زودتر بيان پيشت تا با تمام وجود حست كنن !

 

 

make

 

نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |


Design By : Night Skin