هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف
شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد. همه رقتن کسي دور و برم نيست چنين بي کس شدن در باورم نيست همه رفتن کسي با ما نموندش کسي خط دل ما رو نخوندش همه رفتن کسي دور و برم نيست به جز افسوس هوايي در سرم نیست عجب بالا و پايين داره دنيا عجب اين روزگار دل سنگه با ما اگر اين آخراي عمر ما بود منو ديگه ببين تنهاي تنها تنهای تنها............ جشنواره فیلمهای قزوین: 1- کون بلبلی (کمدی) 2- کون صورتی (انیمیشن) 3- کون پاره (جنگی) 4-تنها كون كافي نيست(عشقي) 5- کوون خور (ترسناک) 6- کون برهنه (سکسی) 7- شهر کونها (مستند) 8- رد کون (پلیسی) 9- پسری با کون بی سوراخ (تخیلی) 10- عجب کونی داری پسرم (خانوادگی) 11- به خاطر یه لپ کون (وسترن) 12-خاله كوني (كودكان) 13-كون قرمزي (كارتون) 14-هزار كون نكرده(اجتماعي) 15كونِ سوخته (سياسي) 16-كونهاي آلوده (علمي) 17-كونيها به بهشت نمي روند (مذهبي) گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي : الهي تو بميري من نميرم.... سر قبرت بيام پارتي بگيرم... الهي سرخك و اوريون بگيري.... تب مالت و بلاي جون بگيري.... الهي از سرت تا پات فلج شه .... كمرت بشكنه دستت قلم شه .... الهي حصبه و ام اس بگيري.... سر راه بيمارستان بميري..... الهي كور بشي چشمات نبينه... .بميري گم بشي حقت همينه اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست: خداي مهربون، فکراي قشنگ، قلب کوچيک من من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود يکي نبود هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم بی قرارم بی قراره اون لحظه ی دیدار واسه ی یه لحظه ی آغوشت حتی اینجا اونجا چشام دنبال تو میگرده فکر اینم کی با دلم این کارو کرده نیستی دوری بی خبری و نمی بینی کاشکی بودی و می دیدی که عشقت چه نا مرده دستام فکر لمس دونه دونه انگشتات پاهام میاد اونجایی که تو رو ببینم هستم نیستم اون قدر بی تاب و بی قرارو لبریز از دلهره و اضطرابم شب ها تنها یه گوشه توی اتاقم فکر تو نمیذاره که من بخوابم عشق تو تو قلب من می دونی می مونه همیشه قلبامون تا همیشه از هم دیگه جدا نمیشه نگو نگو از پیشم میری نگو نگو نگو از من دلگیری نگو نگو نگو فردا که بیاد نمی دونی چی میشه نگو نگو نگو قلبت جای دیگست نگو نگو نگو می مونم بی کس بگو بگو بگو می مونی بذار بدونن همه کس . . . . . بوسه يعني لذت از دلدادگي لذت از شب , لذت از ديوانگي بوسه يعني حس طعم خوب عشق طعم شيريني به رنگ سادگي جشنواره فيلم اصفهان: 1- يک تکه نان براي ده نفر 2- تا حالا موز خوردي ؟ 3- ده نفر زير يک چتر 4- من اصغر 15 تومان دارم 5- ديشب پيتزا خوردم ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند# خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد روزگار آموزگاری است که ابتدا امتحان می گیرد بعد درس می دهد مرگ از زندگی پرسید: آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم؟ زندگی خندید و گقت: دروغ هایی که در من نهفته است و حقیقتی که تو در وجود دارد. دو تا ترك بغل خيابون ايستاده بودن به يه تاكسي ميگن سه نفر تجريش راننده ميگه شما كه دو نفريد تركا ميگن مگه خودت نمياي؟ گفتم اي يار گفتي زهرمار گفتم ازعشق تومن بيمارم گفتي مگه من پرستارم گفتم ازعشق تومن ميميرم گفتي مگه من مرده شورم گفتم مراچقدردوست داري؟ گفتي اندازه ستاره هاي آسمان درآسمان نگاهي كردم ديدم هيچ ستاره اي نبود تركه زنشو مي بره سونو گرافي مي گن پسره ميگه بپرس اسمش چيه؟ سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد قشنگ تر از پريا......... شبها تو چت نريا ........ اگه رفتي تو روم نريا ....... اگه رفتي پي ام نديا ........... اگه دادي اصل نديا .............. اگه دادي آمار نديا ............. اگه دادي به جهنم هر کاري دلت ميخواد بکن پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتش است . گفتم مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام. هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي نگاهي آشنا به ياس کردم تو را از برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمات دو واحد عاشقي را پاس کردم از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد. تو از اعماق شب برون آمدی و رنگ پریده از در خانه ام گذشتی پوستت چون برگی لرزان بود و تو چیزهایی نجوا کردی چه می بخشد؟؟؟ من چیز دیگری به تو نگفتم لعنت بر شانس بد و من دستت را بسیار کوتاه در دست داشتم آنها تمامی روحت را آزرده بودند و تو به سوی من آمدی در جستجوی آشتی و همدلی دیوانه....تو بند بازی کردی اما بدون طناب و ریسمان و عشق کور است و عشق بی زحم است و من به تو هشتار می دهم نپر نپر....اما بنگر این حضیض زندگانی است و عشق آخرین سقوط آن زمانی که به او می نگرم بسیار بی قرار و نا آرام می گردم خونم به جوش می آید و بسیار وهم انگیز می گردم او زمانی که به منم می نگرد من دیوانه می شوم او دلیلی است بر اینکه من اینچنین خوشبخت و خشنودم من بر این همه مقاومت بدگمانم به گمانم سودی ندارد سرنوشت من از پیش مقرر شده است بگذار که بدان اذن تحقق ندهیم باران به ارامی بر من فرو می بارد هر آنچه را که می بخشد اگر با تو همراه باشد من خشنودم اوه...اوه...من عاشق می شوم باران به ارامی بر من فرو می بارد در عین حال من احساسی چون خندیدن دارم اوه ...اوه...من عاشق می شوم او نشان فروزندگی است او هنگامی که راه می رود یک چیزهایی شرم آور بوقوع می پیوندد او اگر به من بنگرد من کمی می میرم منطق بر این حکم می کند که من مقاومت کنم باران به ارامی بر من فرو می بارد در عین حال من احساسی چون خندیدن دارم اوه ...اوه...من عاشق می شوم هر آنچه كه من انجام مي دهم براي توست هر آنچه را كه من دارم تو به من بخشيده اي تمام واژه هاي تو از عشق است و تنها پناهگاه من بازوان تو است تمامي تمايلات من برخواسته از توست همه چيز در گذشته وحال و همه ي آنچه را كه من مي خواهم به تو عشق بخشيدن است و همه ي آنچه را كه من مي دانم اينست كه دوستت مي دارم هيچ چيز بيش از انوار وجود تو مرا وادار به ديدن نمي كند و هيچ چيز چون تو مرا افسون نمي سازد وجود هيچ كس ديگري هيچ كس ديگر و ناگهان من در مي يابم كه تو اينجا نيستي بي از اين و ارتعاش عذاب اور ناديدنت بيش از اين و در اين سكوت شبانه به سان عشقي سترگ و عظيم مي شود در نبود تو و من خود را آشكار مي كنم و من به دنبال تو مي گردم اما تو اينجا نيستي و اما من از متقاعد كردن خود مبني بر اينكه تو را از دست داده ام امتناع مي كنم و من بسيار به تو محتاجم من نمي توانم اينچنين رنج بكشم در نبود تو تمامي خاطراتم از توست تمامي گذشته وحال من تمامي توهم من ديدن خنده ي توست و گذران ساعات در كنار تو هيچ چيز چون تو به من الهام نمي بخشد هيچ كس اينچنين فراوان بخششي بلاعوض ندارد مرا دوست نداشته است هيچ كس ديگر من دلم مي خواهد از تو تمنا كنم اما نمي دانم به كجا بروم براي پايان بخشيدن به اين پوچي و آوردن تو به سوي خود و در شكاف ژرف غيبت تو همه آنچه من مي يابم عشق است در نبود تو يكي بود يكي نبودزير گنبد كبود يكي مثل من عاشق يكي مثل تو بود اومد كه فرياد بزنه اما ديگه نايي نداشت خواست بمونه پيشش ولي تو قلبش جايي نداشت آي پسره آي بي وفا آي تو كه تنهام مي زاري تو قاب عكست جاي من %B بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي منی زندگي جاده اي است يك طرفه، كه آخرش نوشته: دور زدن ممنوع! تو آنلاين شبي باز از آن روم گذشتم ... همه تن چشم شدم دنبال آيدي تو گشتم .... شوق ديدار تو لبريز شد از کيس وجودم .... شدم آن يوزر ديوانه که بودم .... وسط صفحه دسکتاپ .... روم ياد تو درخشيد .... دينگ صد پنجره پيچيد ... شکلکي زرد بخنديد .... يادم آمد که شبي با هم از آن چت گذشتيم ... روم گشوديم .... و در آن پي ام دلخواسته گشتيم ... لحظه اي بي خط و پيغام نشستيم .... تو و ياهو و دينگ و دنگ ..... همه دلداده به يک تالک بدآهنگ .... ويندوز و هارد و مادربرد .... ديوونه دست بر ترکه باباش ميميره ميشه يتيم, مامانش ميميره ميشه دوتيم ، جدوآبادش ميميرن ميشه تيم ملي دعاي پاس کردن درس: الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو امشب واسه همه ادد ليستات بفرست تا آخر ترم ديگه درس نخون مطمئن باش جواب ميگيري شباهت مردا با خط تاليا: خيلي ارزونن... زياد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسي ميارن پايين... مال بد بيخ ريش صاحبشه اصفهانی دیر میرسه به مدرسه اقا معلم ازش میپرسه چرا دیر کردی میگه اومدم مسواک بزنم خمیردندان زیاد اومد بیرون تا امدم برگردونم دو ساعت طول کشید ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست!!! You don’t know How much I miss you I live each day As it comes Functioning in all my tasks Smiling when needed Even laughing at times But inside I am so alone Each minute seems like an hour Each hour seems like a day What makes this time bearable Are my thoughts of you and Knowing that I will Be with you soon I was waiting for so long A new day has come Broken heart I know you don't feel the same بذار يواش شروع كنم ، سلام گلم ، هم نفسم ســــــــــــــــــــــــلام بچه ها : من ديگه واقعا'' بايد انتخاب رشته كنــــــــــــــــــــــــم من عاشق رياضياتم ولي وقتي فكر مي كنم تا آخرتحصيلاتم بايد با اين انتخاب سر كنم در تصميمم كمي متزلزل مي شم . خواهشا'' اونايي كه ميان و اين مطلب و مي خونن اگه نظري دارن كه مي تونه كمكم كنه نظر بدن خيلي ممنون (در ضمن من عاشق كاراي جديدم و از كاراي تكراري متنفر +من عاشق رباتيك هم هستم) راستي 12 ارديبهشت تولد مامانمه تولدش مباركــــــــــــــــــــ هفت نصيحت مولانا اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي حضرت علي (ع) مي فرمايد: كاشكه يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
كنترل
فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.
چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند

I can’t wait to be with you again
For a miracle to come
Everyone told me to be strong
Hold on, and don't shed a tear
Through the darkness and good times
I knew I'd make it through
And the world thought I had it all
But I was waiting for you
Hush, now
I see a light in the sky
Oh, it's almost blinding me
I can't believe, I've been touched by an angel with love
Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun
Where it was dark now there's light
Where there was pain now there's joy
Where there was weakness I found my strength
All in the eyes of a boy
Hush, now
I see the light in the sky
Oh, it's almost blinding me
I can't believe, I've been touched by an angel with love
Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun
A new day has come
Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun
A new day has come
Hush now, I see the light in your eyes
All in the eyes of a boy
I can't believe, I've been touched by an angel with love
I can't believe, I've been touched by an angel with love
Hush now
A new day
Hush now
A new day
I shake the thoughts of you
out of my mind
I don't know what's happening
Was this love so blind?
Why do I still dream of you?
Why do I still wish you were here?
Why do I still long to see you?
Why do I wish you were near?
I'm infatuated with you
But I want that feeling to end
I just want my heart to mend
I hide all these feelings from you
keep them locked up inside
I ask my friends for their help
At least I have in them to confide
I think I'm succeeding
I think this feeling is dying
I think this is working
I think my heart is crying
At least I had the guts to say
how I felt about you
I wished that you felt the same
that you cared for me too.
I guess all I can do now
is just let go
Maybe this feelings isn't real
But I'll just let things flow
I thought you felt the same
I was so naive
I actually thought you cared
That's what I can't believe
I don't know what to do
I don't want to think of you
My heart is empty right now
I just want to make it through
I don't care, I don't feel
With your life, just get goin'
Just forget about me,
So I can end this poem
آرزوهام راضي شدن ، ديگه بهت نمي رسم
گفتم چيا گفتي بهم ، گفتي كه آينده داري
دنيا همش عاشقي نيست ، گريه داري ، خنده داري
گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي
به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي
خلاصه گفتم كه چشات قصد رسيدن نداره
رؤياها كاله و دسات خيال چيدن نداره
گفتم كه گفتي زندگي ت غصه داره ، سفر داره
هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره
گفتم تو گفتي رؤياها مال شباي شاعراس
شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراس
مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن
تلخياشو خوب مي چشن ، غصه هاشو خوب مي دونن
گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم
عاشقيمو قايم كنم ، تو طالع تو كم باشم
گفتم كه گفتي ما دو تا به درد هم نمي خوريم
ولي يه جا مثل هميم ، هر دومون از غصه پريم
گفتيم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه
اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه
گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جدا جداس
حرف تو رو چشم منه ، اما اينام دست خداس
هر چي كه تو گفته بودي ، گفتم به دل بي كم و بيش
حال خودم ؟ نه راه پس مونده برام نه راه پيش
اين حرفاي خودت بوده ، از من ديوونه تر ديدي ؟
اصلا نگفتم اينا رو خودت ديدي يا شنيدي
دلم كه حرفاتو شنيد ، اول كه باورش نشد
ولينه ، بهتره بگم ، نفهميدش ، سرش نشد
يه جوري مات و غمزده ، فقط به دورا خيره شد
رنگ اذرخش نه ، نپريد ، شكست و مرد و تيره شد
بلور رويا هام ولي چكيد ، مث خواب تگرگ
آرزوهام از هم پاشيد ، رسيد ته كوچه ي مرگ
راستش ازم چيزي نموند ، به جز همين جسم ظريف
خوب مي دوني چي مي كشه غريب تو خونه ي حريف
نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست
رؤيا و آرزوم كه هيچ ، حتي دل ديوونه نيست
زيبا بايد تنهايي من اين نامه روسيا كنم
رسم گذشته ها مي گه بايد به تو نگا كنم
حرفاتو گفتم به خودت ، ببيني راستي تو زدي
اصلا توي ذات تو هست ، يه همچي چيزي بلدي ؟
اگر تو بيداري بودي ، بشين ميادش خبرم
اگر نگفتي بنويس ، من مي خوام از خواب بپرم
دوست دارم چه توي خواب ، چه توي مرگ و بيداري
فداي يك تار موهات ، كه تو من و دوس نداري
مواظب آدما باش ، زندگي گرگه زيبا جون
خداي روياي منم ، هنوز بزرگه زيبا جون
دوشنبه ي پر از غم يه ظهر گرم مردادي
با اون چشاي سیاهت چه كاري دست من دادي
• گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
• باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
• اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
• وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
• متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
• بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
• اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها , جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت بهانه اي براي زيستن ندارد
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستی
خشم نوعي ديوانگيست زيرا فرد خشمگين پشيمان مي شود اگر پشيمان نشد ديگر ديوانگيش مسلم است!!!
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق مي شدیم
كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت
گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم
باد كه تو دريا مي وزيد ما هم پريشون مي شديم
كاش كه يه ماهي قشنگ براي ما فال ميگرفت
برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم
به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم
شب كه مي شد امانت فرشته ها رو مي داديم
چشمامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم
كاشكه تو درياي قشنگ خواب شقايق مي ديديم
خواب دو تا مسافر و عشق و يه عاشق مي ديدم
كاشكه مي شد نيمه شب با همديگه دعا كنيم
خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
بگيم خداي مهربون ما رو ز هم جدا نكن
هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
كاش مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود
كه عكس ماه مهربون رو پنجره اش افتاده بود
كاش اونجا هيچ كسي نبود
يه وقتي با تو دوست بشه
تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميشه
كاشكه به جز من هيچ كسي اين قدر زياد دوست نداشت
يا كه دلت عشق منو اول عشقاش مي گذاشت
كاش به پرنده بودي و من واسه تو دونه بودم
شك ندارم اون موقع هم اين جوري ديوونه بودم
كاش تو ضريح عشق تو يه روز كبوتر مي شدم
يه بار نگاه مي كردي و اون موقع پر پر مي شدم
كاش گره دستامونو اين سرنوشت وا نمي كرد
كاش هيچ كدوم از ما دو تا هيچ دوستي پيدا نمي كرد
كاش كه مي شد جدايي رو يه جايي پنهون بكنيم
خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بكنيم
كاش كه با هم يه جا بريم كه آدماش آبي باشن
شباش مثه تو قصه ها زلال و مهتابي باشن
كاشكه يه روز من و تو رو تو دريا تنها بذارن
تو قايق آرزوها يه روز مارو جا بذارن
اون وقت با لطف ماهيا دريا رو جارو بزنيم
بسوي شهر آرزو بريم و پارو بزنيم
بريم يه جا كه آدماش بر سر هم داد نزنن
به خاطر يه بادبادك بچه ها فرياد نزنن
بريم يه جا كه دلها رو با يك اشاره نشكنن
بچه ها توي بازيشون به قمريا سنگ نزنن
جايي كه ما بايد بريم پشت در زندگيه
عادت مردمش فقط عشقه و آشفتگيه
چشمامونو مي بنديم و با هم ديگه مي ريم سفر
يادت باشه اينجا هوا غرق يه دلواپسيه
اما از اينجا كه بريم فقط گل اطلسيه
ترو خدا منو بدون شريك شادي و غمت
مثل هميشه عاشقت مثل گذشته ترانته
| Design By : Night Skin |


