هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف
مولکول اوزون با جذب پرتو های uv یکی از دو پیوند آن میشکند در مرحله بعد با تشکیل همان پیوند به جای آنکه مجددا" uv بدست آید ir تولید میشود. چرا؟ * سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد: 1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز 4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و 8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها * ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند. * هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك. * براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد. * رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است. * در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است. * هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم. * جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند! * كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند. * ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد. * خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود. * ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد. * پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند. * روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند. * كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت. * روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد. * برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند. * برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است. * ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد. * در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است. * در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است. * در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد. * در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست." * برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. * كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند. * اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است. * در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند. * بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود . براي تو مي نویسم : دیدگانم براي این آمده اند تا تو را تماشا کنند. براي تو مي نویسم : لبانم براي این آمده اند تا نام تو را فریاد کنند. براي تو مي نویسم : دستهايم براي این آمده اند تا به دور تو حلقه شوند. براي تو مي نویسم : گامهايم براي این آمده اند كه به سوي تو بشتابند. براي تو مي نویسم : قلب من براي این آمده است كه تو رو بستاید. براي تو مي نویسم : دل من براي این آمده است كه تو را در خود بنشاند. براي تو مي نویسم : جان من براي این آمده است كه به پاي تو قربانی شود از تو می نویسم از عشق می نویسم از تو که حضورت در لحظه لحظه زندگی ام جاریست از تو که گرمای وجودت گرما بخش سرمای لحظه های تنهاییم است که لبخند مهربانت آرامش دهنده و دستان پرمهرت یک دنیا خوبی و دوست داشتن است از تو می نویسم از تو که هر لحظه دوریت ...یک قرن تنهاییست از تو تنها مونس و همدمم تو .... اکنون وجودم از عشق تو لبریز است و با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم... دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعا ها بردن همه آرزو هام با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تورو ببینه واسی پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم آخه تو رنگ چشات قیمت دنیا رو دیدم توی هفت آسمون تو تک ستاره ای منی به خدا نازی دو چشمات و به دنیا نمی دم حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه. ولنتاین بر تمام کسایی که دارن وبلاگمو می خونن مبارک
دیوونه ی چشات بودم عاشق اون نگات بودم بهم نگو دوسم داری دیگه ازت بدم میاد تحفه ی عشقتم بده به هرکی که دلت می خوا د باز تو سرت چی می گذره که افتادی به التماس حرفاتو باور ندارم هرچی بگی دروغ یا را ست. هر کس که پای در این وب نهد و نظر ندهد از گناهکاران خواهد بود و در روز قیامت عذاب خواهد دید آیه هم زشت و هم جوادم بد تيپ و بد لباسم گويم سخن فراوان با آنکه بي سوادم تيغ و ژيلت ندارم . حموم رفته ز يادم پايم دهد کمي بو من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایت نداری ........ من همچون تویی دارم و تو چون خود نداری..... کربلا بود وآسمان نیلی خورد به روی دختران سیلی کم کم از یادمان مصیبت رفت کربلا شد دوروز تعطیلی اي کساني که خودشان پسرند ولي باآيدي دخترچت ميکنند و اي کساني که خودشان دخترند ولي باآيدي پسر چت ميکنند . بدانيدو آگاه باشيد که خداوند شماراعذاب خواهد داد . (آيه 27 سوره ياهو ُ) اگر می دانستی: امروز 4 بهمن 85 تولد آقای آبدینی استاد گرانقدر رباتیک ماست آقای عابدینی تولدت مبارک
... حالا برگرد ... به خاطر من .. !! ***************** ..... نازنين ميدانم شايد بگوييی که خواب ميبينم .. شايد بگويی از سراب مينوشم .. هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم به زيدان ميگن به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم بیرون نمیره اینو یادت نره يه روز يه لري رو مي برن مسيحي ش بکنن ميبرن تو کليسا چراغارو خاموش ميکنن اينقدر تو گوشش ميخونن تا مسيحي ميشه وقتي چراغارو روشن ميکنن ميگه اللهم صل علي محمد و..... بهوش بودم از اول دل به كس نسپارم شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم اي زعشقت عالمي ويران شده هر گز نديدم بر لبي لبخند زيباي تورا هرگز نمي گيرد كسي در قلب من جاي تورا آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد لقمان را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: مگر خودتان خار و مادر ندارين!!! * * * لقمان را گفتند : ادب از که آموختي؟ گفت: بتو چه! فضول عوضي!!! واسه تو ميخک و واسه بقيه رز ميارم تو رو هر وخ مي بينم يه جورايي بز ميارم توو قرار با خوشکلا سيب بهشون هديه مي دم واسه تو که ميموني يه عالمه موز ميارم!!! لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند... اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود.. عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟ توی هلند جشنواره گل برگزار شد ولی یک نفر هم نرفت بازديد آخه قشنگترين گل اونجا نبود اگر گفتی اون گل کجاست؟ چرا وقتی تو چشمهاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش ميبينی می دونی وقتی باران می بارد همه چيز زيبا می شود گلها درختان و همه چيز ميگما تو هم برو زير بارون شايد يه فرجی شد![]()
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري
عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
2- كيوپيد
بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه
تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي
اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه
هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.
كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي
كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.
3- كبوتر،قمري و مرغ عشق:
نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.
گذشت.
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل
ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه
دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن
ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.
6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته
شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد
عشق جاوداني و پايدار است.
7- علامت"
هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت
كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.
* ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.

some times i realy like to talk with some one about my feelings about him...you
know...i don't really know what he has that makes me to become intrested in him
and thinking about him almost where ever i am and when ever it is. i just can not
understand that what makes him so attractive that makes me unable to look at his
eyes streightly! i always wanted to tell him that he is some one in my world but
maybe i couln't find the best time...or maybe i just couldn't say that too him...he is
very smart, nice , funny some how(!) and kind. because of this...i really enjoy to be
with him and talking with him...i haven't yet think about that i love him or
not...because i'm not sure that he likes me or not..!!!hope him to be happy, lucky
and successful in his life





15 سوره ی بلاگفا
تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها , جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت بهانه اي براي زيستن ندارد
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي
اشکهای پاکت را از صفحه صورتت خواهم سترد ...
شبنم بوسه بر غنچه لبانت خواهم نشاند ...
لرزش شانههای نا آرامم را فرو خواهم نشاند تا سرت را با آرامش بر آن تکيه دهی ...
آتش خيس هقهقهايم را خاموش خواهم کرد .. سکوت خواهم کرد، ساکت خواهم ماند به احترام تنهائيت، انتظار ميکشم دردهای ناگفتهات را، شايد بازگويی آنچه را هرگز با من نگفتی ...
با تو خواهم خنديد .. با تو خواهم گريست .. برايت خواهم خواند ...
از شاديهايم برايت ميسرايم، گلهای پرپر نگاهت را در تلاقی نگاهم به شکوفه مينشانم ! برای شبهايت باران خواهم بود، کشتزاری خواهم شد در برابر ديدهگانت ...
ـ آخر بهار من گفتی کشتزارها را دوست دارم ـ چونان ابر بهاری بر آن کشتزار خواهم باريد .. برابر تو در گوشهای از همان خاک نمناک از زمين ميرويم تا جوانه لبخند بر لبانت برويانم ...
مانند برگهای پاييزی ـ هر چند زرد و پژمرده ـ رقصان در باد خواهم شد، آنگاه بر زمين مينشينم تا پای بر من بگذاری .. شايد صدای شکستنم برای قلب حزينت شادی به ارمغان آورد ...
باشد ... من در حسرت روی تو خواهم سوخت و آرزوی با تو بودن را به گور خواهم برد ..
اما تو را بخدا باورم کن، باور کن اين مهمان هر چند ناخوانده را ...
ببين واژههای سرگردانم تو را التماس ميکنند، آخر راهی به سوی تو نيافتهاند .. !
***************
وحالا تنهايم .. تنهای تنها !! با يک آسمان شب و سکوت ...
مستی آن جام ياقوت باز فزونی ميگيرد ...
شنيديم بازيکن ايتاليا بهت گفته علي دايي
زيدان ميگه : نه بابا اگه گفته بود که ميکشتمش
.
.
.
همين الان داره وبلاگم رو ميخونه
| Design By : Night Skin |


