تبليغاتX
gloom


gloom

هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف

سخت ترين قدم همان قدم اول است. بلژيكي.
زيبايي ناپايدار است وفضيلت جاودانه . گوته
كسي را كه به شما شنا ياد داده غرق نكن. انگليسي
براي جلب علاقه، بايد اظهار علاقه مندي كرد.ديل كارنگی
وظيفه اي را كه از همه به شما نزديك تراست انجام بدهيد.گوته
از سنگهايي كه سر راهت هست براي ساختن پلكان استفا ده كنيد.؟
هميشه بوي عطر گل به دستي كه ميماند كه گل به شما هديه ميدهد. چيني
تاسف آنچه را كه از دست داده اي مخور وخود را ناراحت مساز. علي(ع)
بهترين كارها اين است كه در جواني دانش آموزي ودر پيري به كار بري. بوذرجمهر
با داشتن اراده قوي مالك همه چيز هستيد. گوته
اگر به راه خطا رفتي از بر گشتنش نترس . كنفوسيوس
اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما ميشد سعي وعمل ديگر معني نداشت. مترلينك
كسي كه عقل را بر احساسش غلبه دهد قوي ترين مردم است . علي (ع)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

دخترِ قصه هاي من رنگ چشاش آبي نبود

رو اون چشاي خوشگلش عينك آفتابي نبود

با خط چشماش يه نشون براي ما كشيد و رفت

اون كه ميگفت دوسِت دارم اشكِ چشامو ديد و رفت

پشت چشايِ عاشقش هميشه رنگ و سايه بود

ميون حرفاش دوسه تا گلايه و كنايه بود

قصه عاشقي رو زود به آخرش رسوند و رفت

تو نقشِ عاشقي فقط، ما رو به بند كشوند و رفت

سرخيِ رو لباش به ما حرارتِ عشقو نداد

اون كه مي گفت تو زندگيش فقط دل منو مي خواد

گريه و خون تو چشاش واسه دو لنز آبي بود

وقتي مي گفت پيشم بمون از روي بي تابي نبود

پريِ قصه هايِ من، دخترِ زندگي نبود

وقتي مي گفت عاشقتم، از روي سادگي نبود

اومد و با صد تا دروغ قلب منو ربود و رفت

گفت كه برام تو زندگي خواب و خيالي بود و رفت

رنگ چشاش آبي نبود ، سرخي رويِ لباش نداشت

گناهِ اين عاشقي رو پايِ دلو چشام گذاشت

گفت كه از امروز هميشه به پاي عاشقيت بشين

رنگ محبتو فقط توچشم آدما نبين

اين روزا آدما فقط، چهره بي هويتن

پر از دروغ وحيله و چشماي پر حسادتن

عاشقي رو هوس شده پر از پليدي و گناه

                                   مي گن آره عاشق شديم فقط با يك برق نگاه
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

انگليسي:


زن شري است مورد نياز.


زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.

 

 


هلندي:


وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.

 

 


استوني:


از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

 

 


فرانسوي:


آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.


انتخاب زن و هندوانه مشکل است.


بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.

 

 


آلماني:


کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.


وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.


کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.


آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.


گريه زن، دزدانه خنديدن است.

 

 

 

يوناني:


شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.


براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد،

 

 زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

 

 


گرجي‌ها:


اسلحه زن اشک اوست.

 

 

                                       ايتاليايي: 


                                       اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست. 


                                               زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.


                                           زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط just me!aloan| |

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

این عنصر اکثرا در طبیعت به صورت آزاد و علاف یافت میشود! ارزان بودن این عنصر به درصد فراوانی زیاد آن برمیگردد.اين عنصر گاهی به صورت یک ترکیب با ماده ای  چون سولفید حسادت و سولفات روی (از نوع سنگ پای یافت شده در معادن قزوین) در خیابان یافت می گردد.این عنصر به علت واکنش پذیری زیاد همواره باید زیر نظر نگهداری شود.

برای تهیه این عنصر باید واکنشهای شیمیایی پیچیده ای را متحمل شد ! ابتدا مقداری اکسید اسکناس و نیترات زوریم شش ظرفیتی را در مقداری سنگ پای قزوین حل کرده و پس از مدتی گاز ادعا و سولفور قپی از آن متصاعد میشود در نتیجه به صورت رسوب روی دیواره ی سنگ پا باقی میماند*

البته از دمپایی و وردنه هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد.*

 

خواص شیمیایی این عنصر: بعضی از انواع این عنصر بسیار زشت و بدترکیب بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات ژل و سولفونات روغن کله پاچه دارند که پس از واکنش با این مواد نسبتا قابل تحمل میشوند.

نوعی ديگر از این عنصر به علت اندکی ته چهره و آب اسکنیژه پیوند محکمی با  خورده شیشه میدهد  و دارای خاصیت موزیگری  و همسرآزاری شدیدی هستند که برای خالص کردن این عنصر کافی ست که آن را در یک سیستم سربسته مثل آشپزخانه  قرار داد و با استات  قابلمه  مخلوط نمود .*

 

خواص فیزیکی : از جنس بسیار سخت و خشن میباشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و ناز و عشوه قرار میگیرد و از خود بیخود میشود.برای ذوب این عنصر میتوان از ناز سوزآور به کمک لبخند 2 درصد وزنی- نازی استفاده کرد.این عنصر میل ترکیبی شدیدی با عنصر زن دارد ولی به علت الکترونگاتیوی کم عنصر زن به ترکیب به صورت ضایع تبخیر میشود و مشغول التماس الکترون از عنصر زن میشود.*4  دمای جوش اين عنصر بسيار پايين بوده و به سرعت به جوش می آيد که برای جلوگيری از اين جوشش ميتوان از يک چمدان و يک اردنگی استفاده نمود و عنصر مورد نظر را به طبيعت پرتاب نمود.

 

 

                                                             *‌‌*‌*

*نکته1: برای از بین بردن چربی - نرمی و نیش حاصل از زبان عنصر میتوان از گوشمالی به عنوان حلال استفاده کرد.

 

*نکته ی کنکوری2: در صورت کمبود امکانات آزمایشگاهی از قبیل دمپایی و وردنه میتوان از حرارت 1500 درجه جیغ فرابنفش استفاده کرد که در این صورت رسوب به صورت موش درآمده ودارای قابلیت مفتول شدن هم میباشد!

نکته3:برای اطمینان از کم شدن خورده شیشه و سولفات روی در این عنصر میتوان تا 3 با ر آن را با کابل برق ۲۲۰ ولت الکترولیز نمود.

 

نکته ی 100 درصد کنکوری: به علت وجود کربنات هوش و اندکی اکسی شیطنت در عنصر زن  عنصر مرد مجددا به صورت هویج رسوب میکند و از آن بخار یار و می و عشق و عاشقی متصاعد میشود که البته به محض یک برخورد موثر دیگر با عنصر زن دیگری به سرعت با آن هم الکترون شده و قضیه ی می و یار و ... به صورت o2  از آن آزاد می شود.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

مواد لازم:
- يك عدد دوربين فيلم‌برداري يا هنديكم
- گوشت و پياز و ادويه به مقدار لازم
- مقداري مدفوع سگ يا گربه به قدر دلخواه

روش:
مقداري گوشت برداشته و با ماشين چرخ گوشت، خوب چرخش كنيد، بعد مقداري ادويه
  و پياز سرخ شده به آن اضافه كرده و آن را در ماهي تابه سرخ كنيد،  سپس مقداري از مدفوع سگ يا گربه خانگي‌تان را به معجون فوق اضافه كنيد. البته توجه داشته باشيد كه در تمام اين مراحل يك نفر بايد در حال فيلمبرداري باشد. خب، حالا ديگه كباب بشقابي آماده‌ست. حالا فقط بايد منتظر دوستاني باشيد كه از شب قبل براي ناهار دعوت كرده بوديد! بعد از اينكه دوستان ناهارشون رو ميل كردند اونارو به ديدن يه فيلم دلهره آور (همون فيلمي كه خودتون درست كرديد!) دعوت كنيد!

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

ميدونيد فرق ايران با هند چيه؟ تو هند گاوها مهم هستند، تو ايران مهم‌ها گاون!

ميدونيد بزرگترين آرزوي يه جوجه تيغي چيه؟ اينه كه يكي يه بار دست نوازش به روش بكشه!

ميدونيد بزرگترين آرزوي خرس پاندا چيه؟ اينه كه بتونه يه عكس رنگي بندازه!

ميدونيد بزرگترين آرزوي گوسفند چيه؟ اينه كه پيش راننده بشينه!

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

جشنواره بزرگ قرض‌الحسنه بسيجيان

 

هزار دستگاه تانك ذوالفقار


500 قبضه آرپي‌جي


200 عدد چفيه


100 عدد پيراهن سفيد يخه آخوندي


هر سانت ريش در هر روز 1 امتياز


بشتابيد!

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

 

گرچه نمی شود به تورسيد ياحتی برای لحظه ای مالك قلب توشد . اما برای دوست داشتن تو ’‌وسعت تمام دنيا را در اختيار دارم و می توانم تو را آن قدر دوست بدارم كه همه باور كنند حق من درزندگی توبودی كه به ناحق ازمن ربودند.

 

می گی از گل خوشت میاد ولی وقتی بو میکنیش عطرشو ازش میگیری ! میگی از بارون خوشت میاد ولی وقتی میباره چتر می گیری زیرش! میگی  از نور خوشت میاد ولی وقتی افتاب طلوع می کنه میری تو سایه! میگی از دریا خوشت میاد ولی وقتی طوفانیه در هم ميپيچه به جاي درد دل  ازش فرار ميكني! میگی از درختا خوشت میاد ولی وقتی میری جنگل میترسی گم بشی! میگی غروب خورشید قشنگه  ولی وقتی غروب میکنه تموم بدبختی هات یادت میاد! پس چطور انتظار داری وقتی میگی دوستت دارم من نترسم؟!

درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نکن ‏وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت ‏به ديگري فکر ميکني قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست ‏نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشت

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

آهاي تو!

آره با توام!

چرا ناراحتی؟

چرا اضطراب داری؟

چرا استرس داری؟

چرا اعتماد به نفست رو از دست  دادی؟

چرا احساس می کنی که هیچی نیستی و هیچ دلیلی برای ادامه نداری؟

تو خیلی بزرگی اونقدر که حتی فکرش و نمی تونی بکنی.

این متن رو تا آخر دقیق بخون تا بهت ثابت کنم:

همین دلشوره ها و ناراحتی هایی که بعضی اوقات به خاطر کارهایی که کردی.

 حرفهایی که زدی، داری، آره همین ناراحتی ها که باعث شده از خودت بدت بیاد یه نشونست.

همین دلواپسی از حرفایی که نباید میزدی. یا کارهایی که نباید می کردی یه نشونست.

همهء این ها نشونه اینه که تو هنوز خوبی.

قلبت هنوز پاکه و روحت هنوز آرومه.

اگه این طور نبود بی خیال می شدی. مثل بقیه

 اصلا کارهای بدت رو نمی دیدی، که بخوای به خاطرش ناراحت بشی.

اگه غمگینی نشونه اینه که قلب صافت تحمل سیاهی رو نداره پس چرا از خودت ناراحتی؟

همین که متوجه کارایی شدی که نباید میکردی

همین که ناراحت شدی، همین که پشیمون شدی،

باید خوشحال باشی و خدا رو شکر کنی که دلت هنوز سفیده

که می تونی لکه های سیاه رو روش ببینی.

مثل یه راننده که پیچ و خم های جاده باعث میشه که خوابش نبره،

اسیر تکرار و روز مرگی نباشی باعث میشه تا اگه چشات بسته شد و خوابت برد،

پیچ و خم ها بیدار نگهت داره پس خدا رو شکر کن که توی یه جاده بی پیچ و خم رهات نکرده اون می خواسته که صداش کنی فراموشش نکنی.
صدات رو دوست داره پس صداش کن

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

در حاليکه لبانم بسته است و خاموشم
براي تو من زنده ام
در حاليکه اشکهايم را پنهان ميکنم
اما در دلم فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق
براي تو به خاطر تو
زندگي آورده است کتاب روزهاي گذشته را
و خاطرات بسياري مارا احاطه کرده است
بي پرسش چه بسيار پاسخ يافتم
ديديم که چه ميخواستيم و چه به دست آورديم
اما در دل فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق
براي تو به خاطر تو
چه بگويم که دنيا با من چه عداوتي کرد
حکم کرد که من زندگي کنم اما بدون تو
نادان است آنکه بگويد تو براي من غريبه اي
مردم چه بسيار بر ما ستم کردند عزيزم
اما در دل فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق
براي تو به خاطر تو
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

خدا گفت :ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من .


ماجرايي كه بايد بسازيش .


شيطان گفت : تنها يك اتفاق است . بنشين تا بيفتد .


آنان كه حرف شيطان را باور كردند ، نشستند


و ليلي هيچ گاه اتفاق نيافتاد .

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

به نام خدا

امروز ۸۵.۱۰.۱۱ امتحان ریاضی داشتیم این اولین امتحانمون بود.

دبیر ریاضیمون آقای شعبانی دبیر بسیار خوبین اما سوالاشون

 خیلی سخت بود.امتحان بعدیمون عربیه .اه تف به این زندگی

منم که از شانس بد از شب یلدا تا حالا سرما خوردم و مریضم

اصلا" انگار این مریضی تو کل ساری نه همه جا پخش شده

همه مریضن راستی کلاس رباتیکمونم موقع امتحانا تعطییییییییل

شششششششششششششششششششششششد

خوب دیگه من رفتم عربی بخونم(راستی من اول دبیرستانم)

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط just me!aloan| |

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود .... تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را نشان دهد. پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند ....

نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط کیا| |


Design By : Night Skin