تبليغاتX
color of my dreams

قالب پرشین بلاگ


color of my dreams
i see the color of your dream like never befor,i never let go0o0o
نويسندگان

 

1- اولین مردمان جهان که نخ
به سکه می‌بستند و در داخل
تلفن‌های عمومی می‌انداختند،
ایرانیان بودند!

2- اولین مردمانی که
توانستند از کارتهای اعتباری
تلفن‌های عمومی استفاده کنند،
بدون آنکه اعتبار آن کم شود،
ایرانیان بودند!

3- اولین مردمانی که
نوشابه‌های تقلبی ساختند،
ایرانیان بودند!

4- اولین مردمانی که در
اولین صادرات به کشورهای شمالی
ایران به جای حنا، خاک رنگی
فروختند، ایرانیان بودند!

5- اولین مردمانی که کشف
کردند دروغگویی و ریا و کلک‌بازی
برای موفقیت ضروری است، ایرانیان
بودند!

6- اولین مردمان دنیا که
همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و
هم سردشان ایرانیان بودند، چون
همزمان با روشن کردن بخاری،
پنجره‌ها را هم باز
می‌کنند!

7- اولین مردمانی که در گروه
کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا
قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین
مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان
بودند!

8- اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کار کردند اما بیشتر
از همه عجله داشتند و تندتر از همه رانندگی می کردند، ایرانیان بودند!

9- اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کتاب می خواندند
و بیشتر از همه اظهار فضل،ایرانیان بودند

10- اولین مردمان دنیا که در خانواده های دیکتاتور زندگی
می کردند و انتظار حکومت دموکرات داشتند !ایرانیان بودند

11- اولین مردمانی که فقط به
گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار
می‌کنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر
برای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان
بودند

[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ nana ]
حسني نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سيما جون ،نه رعنا جون
نه نازي و پريسا جون
هيچ کس باهاش رفيق نبود
تنها توي کافي شاپ
نگاه مي کرد به بشقاب !
باباش مي گفت : حسني مي ري به سر بازي ؟
نه نمي رم نه نمي رم
به دخترا دل مي بازي ؟!
نه نمي دم نه نمي دم
گل پري جون با زانتيا
ويبره مي رفت تو کوچه ها
گليه چرا ويبره ميري ؟
دارم ميرم به سلموني
که شب برم به مهموني
گلي خانوم نازنين با زانتياي نقطه چين
يه کمي به من سواري مي دي ؟!
نه که نمي دم
چرا نمي دي ؟
واسه اينکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چي ؟
نه کا رداري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
در واشد و پريچه
با ناز اومد توو کوچه
پري کوچولو ، تپل مپولو ، مياي با من بريم بيرون ؟
مامان پري ،از اون بالا
نگاه مي کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوي ! بي حيا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ريزه ميزه
حسابي فرز وتيزه
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
نازي اومد از استخر
تو پوپکي يا نازي ؟
من نازي جوانم
مياي بريم کافي شاپ؟
نه جانم
چرا نمي اي ؟
واسه اينکه من صبح تا غروب ،پايين ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال يک شوهر خوب
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسني يهو مثه جت
رسيد به يک کافي نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپيد با صدتا خانووم!
هيشکي نگفت کي هستي ؟
چي کاره اي چي هستي ؟
تو دنياي مجازي
علافي کرد وبازي
خوشحال وشادمونه
رفت ورسيد به خونه
باباش که گفت: حسني برات زن بگيرم ؟
اره مي خوام اره ميخوام
حسني اومد موهاشو
يه خورده ابروهاشو
درست وراست وريس کرد
رفت و توو کوچه فيس کرد
يه زن گرفت وشاد شد
زي زي شد و دوماد شد

[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ nana ]
بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه


بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 7:29 بعد از ظهر ] [ nana ]
Image Detail

Image Detail

Image Detail

[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 3:45 بعد از ظهر ] [ nana ]

خدایا انگار تو خلسه هستم....تو فضام...نمیدونم کجام؟!بازم تولدمه و خودم و خودت تنهاییم....انگار این حس تنهایی از همه حسا قشنگ تره...

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 6:53 بعد از ظهر ] [ nana ]
من نباید چیزی باشم که تو می خواهی. من را خودم از خودم ساخته‌ام.


منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.


تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.


لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.


و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.


و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.


ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.


مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.


مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.


چرا که ما هر دو انسانيم.


اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.


تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.


قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.


دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.


حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.


دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.


چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.


من قابل ستايشم و تو هم.


يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.


به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.


همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.


نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 11:29 بعد از ظهر ] [ nana ]
Long time no see :دارم لونگ ميپيچم نگاه نكن
MacBook:كتابچه ي راهنماي حجاج
His friends: : دوستان هيز
... ... ...Categorize: نوعي غذاي شمالي با برنج و گوشت گراز طبخ مي شود
Good one: وان بزرگ و جادار
Acrobat reader: ژيمناستي که موقع اجرا خراب مي کند
Quintuplet: اين تاپاله کجاست؟
Good luck: چه لاک قشنگي زدي
Subsystem: صاحب دستگاه
Jesus: در اصفهان به بچه گويند که دست به چيز داغ نزند
Accessible: عکس سيبيل..
[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 8:55 قبل از ظهر ] [ nana ]
"Love was a feeling completely bound up with color, like thousands of rainbows superimposed one on top of the other."

— Paulo Coelho

[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 0:1 قبل از ظهر ] [ nana ]
کبوتر اولی : بق بق بقووو
کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟
کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو

جلو خواهرم سوسکه رو با دمپایی لهش کردم دل و رودش پخش زمین شده ...
خواهرم میگه مرده الان ؟
پَ نه پَ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع میکنه دوباره راه میافته

رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده ... اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! پَ نه پَ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه

به مامانم میگم ناهار چی داریم؟
میگه گشنته؟
پَ نه پَ میخوام بدونم زن زندگی هستی یا نه !

میگم دیگه میخوام از ایران برم ...
میگه با آژانس مهاجرتی میری؟!
پَ نه پَ هماهنگ کردم اول پاییز با دسته غازهای مهاجر

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ ... پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
پَ نه پَ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت

[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 0:52 قبل از ظهر ] [ nana ]

1. روحانی يک عدد

...2. پيرزن سال خورده يک عدد ترجيحا ثريا قاسمی

3. ترک زبان يک عدد نمک سريال

…4. دختر جوان و زيبا دو عدد

5. پسر جوان و جذاب يک عدد

6. زن زيبا و معصوم يک عدد ترجيحا مريم کاويانی

7. مرد ميانسال دو عدد ترجيحا امين تارخ

8 – بهشت زهرا يک بار

9 – امام زاده نا مشخص يک بار

10 – مسجد بی نام و نشان يک بار

11 – جوانان ريشو با نامهای ائمه و بسيار قابل اعتماد چند نفر

12 – جوانان پولدار غير قابل اعتماد با نامهای اصيل ايراني چند نفر

13 – تعدادی پليس ، معتاد ، اهالی و کسبه محل به مقدار لزوم

طرز تهيه:

ابتدا همه را جز آقای روحانی در يک قابلمه ريخته و سپس خوب بهم مي زنيم تا به اندازه کافي بهم بخورند و بهم بريزند.

سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنيم.

بعد از نيم ساعت قهرمان داستان را به مسجد و امامزاده ميفرستيم تا حدود 100 ليتر آب غوره فرد اعلا توليد کند

سرانجام در قابلمه را بر می داريم و جلوی 70 ميليون می گذاريم.
[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 0:40 قبل از ظهر ] [ nana ]
 
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند                       یکی به حسن وملاحت به یار ما نرسد

هزار نقش برآید زکلک صنع و یکی                              به دلپذیری نقش ونگار ما نرسد 

به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد                      ترا در این سخن انکار کار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند                                     یکی به سکه صاحب عیار مانرسد

[ یکشنبه دوم مرداد 1390 ] [ 0:5 قبل از ظهر ] [ nana ]
وقتی سرت را روی شونه ء کسی میذاری که دوستش داری بزرگترین ارامش دنیا را در خودت احساس میکنی و وقتی که کسی را که دوستش داری سرش را روی شونهات میذاره فکر میکنی قویترین موجود عالم هستی

 

 

[ شنبه یکم مرداد 1390 ] [ 11:54 بعد از ظهر ] [ nana ]

 بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

 

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟

 

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

 

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

 

خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

 

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !

 

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

 

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

 

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

 

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

 

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

 

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

 

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

 

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

 

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

 

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود

 

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

 

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود

[ یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 ] [ 2:2 بعد از ظهر ] [ nana ]

سلامت نیوز :به مامورین برج مراقبت در آمریکا ۲۶ دقیقه خواب نیمروزی توصیه شده است. این پیشنهاد پس از حوادث چند هفته گذشته مطرح می شود که در آن مامورین کنترل پرواز در چند فرودگاه آمریکا به خواب رفتند و خلبانان مجبور شدند بدون کمک برج مراقبت فرود آیند. اما آیا۲۶ دقیقه زمانی ایده آل برای قیلوله است؟

 

از مارس گذشته تاکنون گزارش شده است که پنج مامور کنترل پرواز در آمریکا در حین کار خوابیده اند. اداره هوانوردی فدرال آمریکا می گوید در سه مورد افراد خاطی اخراج شده اند.

 

اکنون "برد ایمنی حمل و نقل ملی" خواستار "خواب نیمروزی کنترل شده" برای کسانی است که در شیفت شب کار می کنند.

مارک روزکایند عضو این برد و کارشناس خستگی به پژوهش سازمان فضایی ناسا در سال ۱۹۹۵ اشاره می کند که خود نیز یکی از نویسندگان آن بود.

 

او می گوید این مطالعه نشان داد که ۲۶ دقیقه قیلوله کارآیی را ۳۴ درصد و هوشیاری را ۵۴ درصد افزایش می دهد.

 

او می افزاید شواهد دیگری نیز وجود دارد که بیانگر آن است ۲۰ تا ۳۰ دقیقه خواب نیمروزی بسیار مفید است.

 

توصیه آقای روزکایند به قیلوله از حمایت اتحادیه مامورین برج مراقبت نیز برخوردار است. این اتحادیه می خواهد خواب نیمروزی در هر دو شیفت شب و روز مجاز شود.

 

اما علاوه بر صنعت هوانوردی، سایر حرفه ها نیز در شیفت های شب و روز با خستگی و فرسودگی دست و پنجه نرم می کنند. در مشاغلی که با ماشین و موتور سر و کار دارند، خطر خواب آلودگی بسیار زیاد است.

 

اما بعضی کارشناسان تردید دارند که ۲۶ دقیقه مدت زمان ایده آلی برای خواب نیمروزی باشد.

 

جیم حورن، مدیر شورای پژوهش خواب در بریتانیا می گوید این کمی طولانی است و این خطر را دارد که شما به خواب عمیقی بروید.

 

وی توصیه می کند که قیلوله با قهوه ترکیب شود تا ظرف ۲۰ دقیقه کافئین شما را سر حال کند.

 

او می گوید: یک فنجان قهوه بنوشید و سر خود را پایین بگذارید. اگر این دو با هم باشد اثرش بسیار بیشتر خواهد بود.

 

به گفته آقای حورن، احتمالا ۱۵ دقیقه کافی است، چون اگر شما بیش از ۲۰ دقیقه بخوابید این خطر هست که به خواب عمیقی بروید و وقتی بیدار می شوید بسیار گیج تر باشید.

 

او می گوید: "بسیاری از مردم وقتی بیدار می شوند، کافئین مصرف می کنند، اما شما بیست دقیقه فرصت دارید. این شیوه کار می کند. تردیدی در آن نیست."

 

وی می افزاید چون مردم نمی توانند فورا به خواب روند، محاسبه دقیق مدت زمان خواب آنها امکانپذیر نیست. اما حتی ۱۵ دقیقه چرت هم مفید است.

 

"با مصرف کافئین شما حداقل می دانید که طی ۲۰ دقیقه هوشیار تر خواهید بود."

 

آقای حورن می گوید این تاکتیک برای آنها که شب قبل به هیچ وجه نخوابیده اند کافی نیست تا آنها را سر حال کند، اما برای آنهایی که خوب نخوابیده اند مفید است.

 

دیر یا زود؟

 

او می گوید اگر قیلوله طولانی جزئی از زندگی روزانه شما باشد، بدن شما به آن عادت می کند و به راحتی و بدون اینکه گیج باشید از خواب بیدار می شوید.

 

لیندا واسمر اندروز که نویسنده مسائل بهداشتی در ایالت نیومکزیکو است می گوید ۲۶ دقیقه طولانی است و خواب نیمروزی باید حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه باشد.

 

او می گوید زمان این خواب نیز مهم است. اگر زود بخوابید بدن شما آماده نیست و اگر دیر بخوابید، ممکن است شب نتوانید براحتی به خواب بروید.

 

به گفته خانم اندروز بعد از ظهرها بین ساعت ۱ تا ۳ که انرژی بدن پس از صرف نهار کمی افت می کند، بهترین موقع است.

اما صرفنظر از اینکه بهترین استراتژی چیست، بعید است که مامورین کنترل هوایی آمریکا به این زودی ها چنین تاکتیکی را بکار گیرند.

 

ری لاهو وزیر حمل و نقل آمریکا طرح خواب نیمروزی در حین کار را برای کارمندان صنعت هوانوردی رد کرده است.  

 

او گفته است که به کارمندان حقوق داده نمی شود که بخوابند. وی در عوض دستور داده مدیران بیشتری برای نظارت بر شیفت های شبانه استخدام شوند تا دیگر کسی در هنگام کار به خواب نرود

[ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 10:13 بعد از ظهر ] [ nana ]
ye matlabe bahal rajebe 30bile gorbe ke khodam tahala nemidoooonestam

سبیل ها موهای بلند، ضخیم و انعطاف پذیر صورت گربه ها هستند. این موها در ردیف های افقی روی ناحیه برآمده میان گوشه های بالای لب و لبه های بیرونی بینی گربه قرار دارند. سبیل ها مانند مو و ناخن می ریزند و جایگزین می شوند، امّا در چند مورد با موهای بدن گربه تفاوت دارند. سبیل ها دو تا سه مرتبه ضخیم تر از موهای بدن گربه هستند و تا عمق زیادی در پوست صورت گربه فرو رفته اند. در منطقه ای که پر از اعصاب و رگ های خونی است. سبیل ها را به دلایلی که خواهیم گفت، نباید برید یا کوتاه کرد.معروف ترین فایده سبیل ها، کمک کردن به گربه در راهیابی است. این تارها به دلیل وجود گیرنده های عصبی بسیار در اطراف ریشه آنها، آن قدر حساس هستند که می توانند کوچک ترین تغییر جهت را به سادگی تشخیص دهند. در شب، این توانایی به گربه امکان می دهد تا بتواند راهش را در یک اتاق تاریک بدون هیچ برخوردی پیدا کند. جریان های هوای اتاق، بسته به محل قرار گرفتن اسباب و اثاثیه تغییر می کنند. وقتی گربه در اتاق راه می رود به طور مثال اگر به کاناپه نزدیک می شود، بسته به نحوه تغییر جریان های هوا در اطراف آن، مکان و ابعاد آن را تشخیص می دهد و می فهمد که به کدام سو برود. علاوه بر ویژگی های حسگری، سبیل های گربه وضعیت او را نیز به خوبی نشان می دهند. وقتی گربه ای خشمگین است یا حالت تدافعی دارد، سبیل ها عقب کشیده می شوند. در بقیه مواقع یعنی وقتی گربه خوشحال و سرحال است، سبیل ها آزادتر هستند و جلو داده می شوند.سبیل های گربه تقریباً به پهنای بدنش هستند یعنی فاصله دو سر آنها با قطر پهن ترین قسمت بدن گربه یکی است. سر این سبیل ها به فشار و تماس بسیار حساس هستند. شاید با این صحنه مواجه شده باشید که گربه ای پشت یک سوراخ یا شکاف ایستاده، سر خود را در سوراخ عقب و جلو می برد و آن گاه از آن می گذرد. گربه با این کار در واقع قطر شکاف را با پهنای سبیل ها که با قطر بدنش مساوی است را مقایسه می کند و برای عبور از آن تصمیم می گیرد. البته بدن گربه نیز به دلیل نداشتن استخوان ترقوه کامل مانند انسان ها، بسیار انعطاف پذیر است. به همین دلیل سیستم تخمین قطر انعطاف بدنی او زیاد است که شما هیچ وقت گربه ای را که در یک سوراخ گیر کرده باشد، ندیده اید. 

[ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 10:10 بعد از ظهر ] [ nana ]

خواهش

شیر مادر، بوی ادکلن می داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتم بچه ام نمی فهمم)
نان، بوی نفت می داد
زندگی، بوی گند
(گفتم جوانم نمی فهمم)
حالا که بازنشسته شده ام
هر چیز، بوی هر چیز می دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!

قلعه حیوانات

در کوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطی
در اداره، گاو
به خانه که می رسم سگ می شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه ام را پارس می کنم!

جاذبه

نیروی جاذبه
شاعران را سر به زیر کرده است
بر خلاف منج‍مها که هنوز سر به هوایند
تمام سیبها افتاده اند
و نیوتن، پشت وانت
سیب زمینی می فروشد
آهای، آقای تلسکوپ!
گشتم نبود، نگرد نیست!

ادارات

مثل روزنامه ها، اول همه را سر کار می گذارند
بعد آگهی استخدام می زنند
بچه های وظیفه، یا شاعر شده اند یا خواننده!
خدا را شکر در خانه ما، کسی بیکار نیست
یکی فرم پر می کند، یکی احکام می خواند
یکی به سرعت پیر می شود
و آن یکی مدام نق می زند:
مرده شور ریختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟!

ظرفیت

پدر که رفت
حیاط خانه ورم کرد
درخت توت پرید
حوض، عکس یادگاری شد
و ما، یک پراید خریدیم
و مجبور شدیم
ششمین عضو خانواده خود را
به خانه سالمندان ببریم!

حقیقت من

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم.
اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
گوساله ، بتمرگ!!

زنگ

صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!

شاهنامه

رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!

پسته لال

ازآجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است

[ شنبه دهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:54 بعد از ظهر ] [ nana ]
yooohoooo!manam bikar shodam va ba komake filter shekan be jame doooooooooooooostane dar face book peivastaaaaaaaam!!!

[ یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ nana ]

[ شنبه چهاردهم اسفند 1389 ] [ 9:12 بعد از ظهر ] [ nana ]
همه چی آرومه ... همه چی تأمینه...

 این چقدر خوبه که ...قیمتا پایینه !

همه چی آرومه ...مسولا خوابیدن....

 شک نداری دیگه .......تو به اوضاع من ..........

 همه چی آرومه .........من چقدر خوشحالم .........

صد تومن تو جیبم......... به خودم می بالم! ..................

تو داری می میری ......... از چشات معلومه ..........................

  من فقط بیکارم .......... همه چی آرومه ................................

بگو این آرامش .........تا ابد پابرجاست........بگو از یارانه .....................

این تورم بی جاست

[ دوشنبه نهم اسفند 1389 ] [ 3:16 بعد از ظهر ] [ nana ]

[ یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ nana ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About

i'm a math student in university of science & technology
Blog Custom